پوشش بانوان گذشته ی دیار ما – بندرریگ

( پوشش بانوان گذشته ی دیار ما – بندرریگ )

« ساکنان حرم «ستر» و «عفاف» ملکوت              با من   راه نشین؛ باده ی مستانه زدند.

کس چو «حافظ» نگشاد از رخ اندیشه نقاب               تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند»

این نوشتار را به روان خواهرانم ( بانو «هاجر» و بانو «سکینه» ) پیش کش می دارم.

الف  پیش آغاز :

سرزمین ایران، در برگیرنده و سرآمد زیبایی ها و تیزنگری های گوناگون است. هر اندازه فرهنگ و هنر یک سرزمین با بنیادهای باوری و اندیشه های دیرپای توده ای و مردمی در پیوند باشد، بر ژرفای سهش (حسّ) زیبایی شناختی و افراد آن سرزمین کارایی بیشتری دارد. مردم ما سازه (حاصل) یک فرهنگ ژرف و اندیشه دار، با آمیزه ای از کیش ها و پیشینه خود می باشد – پیشینه ای که در دورترین جاهای گیتی، ریشه دوانیده است. بی گمان با جهان بینی و انسان شناسی هر فرهنگ، اندیشگاه نگاره ای بنیادین و کرامند در گزینش و چگونگی پوشش (ستر) و زیبایی شناسی و زیبایی دوستی دارند. پوشش در ایران پیوندی ژرف با حجاب و «ستر» رسا (کامل) دارد.

« به پوشیدن ستر درویش کوش           که ستر خدایت بود پرده پوش » و « هفتاد زَلَت (لغزش) از نظر خلق در حجاب     ،     بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند! –سعدی » .

زمینه و گویه پوشش و حجاب، یک زمینه فراکیش می باشد – یعنی تا آنجا که کیش ویژه ای فرمان به پاس پوشش و حجاب نداده بود؛ بوده اند کسانی که این زمینه را با برگزینی و بر پایه نیاز غریزی خود، پاس
می داشته اند. نمونه های پوشش در بین بانوان ایران آن چنان چشمگیر است که برخی از دانشوران و شهرآیینی نگاران، ایران را «بن مایه» و سرچشمه آغازین گسترش حجاب و پوشش در گیتی شناسایی کرده اند.

یافته های پژوهشی نشان می دهد که بانوان ایرانی روزگار زرتشت – پیش و پس از آن – از «ستر» و پوشش رسا (کامل) برخوردار بوده اند؛ زیرا بر پایه و ، زیرساخت نویسه های تاریخی؛ پوشاندن موی سر و داشتن رخت بلند، شلوار و چادر، ساری و جاری بوده است. ( محتاج قصّه نیست؛ گرت قصد، خون ماست – چون «رَخت» آنِ توست به یغما چه حاجت است؟ – حافظ ) و ( بر می کنم به روی تو «میان بند» جانماز – لنگوته «لُنگ» را معارض «دشمن» شلوار می کنم – نظام قاری ) و ( از سنگ بسی ساخته ام بستر و بالین – وز ابر بسی ساخته ام خیمه و چادر – ناصرخسرو ) . بانوان با آزادی در پیرامون بیرون سرای خود رفت و آمد می کرده و به همیاری همراه با پرهیز از آمیزش های تباهی برانگیز دست به کار بوده اند.

ب  پوشش بانوان در آیین زرتشت و کیش های ابراهیمی (ایزدی) :

۱  آیین زرتشت ؛ انگیزه ناب و زلال درونی را پایندان (ضامن) به کاربستن و پشتوانه ادامه و استواری حجاب رایج قرار می دهد. جایگاه فرهنگی پوشش در میان بانوان پاکزاد و نیک نهاد به گونه ای بوده است که به بازگفت تاریخ، در دوران چیرگی شاهان – هنگامی که «خشایارشاه» ، دَم مستی ( نکند دانا مستی ، نخورد عاقل می ؛ در ره مستی هرگز ننهد دانا پی – سنایی ) به «وشتی» – شهبانوی تاجدار خود – فرمان می دهد که بدون پوشش به بزمگه بیاید و در پیشگاه باشندگان (هفت خواجه سرا) خود را بنمایاند «وشتی» از این فرمان سرپیچی می کند و برای همین سرپیچی از فرمان شاه به فرداد (دستور) او، داوران را به کیفر بازستانی سرنویس (عنوان) شهبانویی دادباخته (محکوم) می کنند. چرا که نه تنها از فرمان شاه سرپیچی کرده، بلکه به باشندگان نیز خوارداشت (توهین) روا داشته است. چه اگر رفتار «وشتی» نزد بانوان جاری شود آنها خواهند آموخت که از شوهران خود پیروی نکنند. سپس شاه فرمان می دهد تا مه پیکرترین دوشیزه را یافته و افسر شهبانویی بر سرش نهاده و جایگزین وشتی کنند. پس از پی گیری وافر، دختی یهودی و «Esther» (ستاره) نام را به دشواری یافته و به جایگاه شهبانویی بر می گزینند. (پیرنیا – کتاب ایران باستان).

و یا اینکه به روایت شاهنامه، بانوان مبارز ایرانی، چون مردان، پوشش بر پیکر داشته اند. گواه این داوش (ادعا) جنگ سهراب با «گُردآفرین» (گُردآفرید) است. چه، زمانی که از سوی سهراب «کلاهخودش» برگرفته می شود، سهراب در می یابد که وی نخستین شیرزن پهلوان ملی است. ( زنی بود بر سان گرد سوار – همیشه به جنگ اندرون نامدار .   کجا نام او بود گردآفرید ؟ – که چون او به جنگ اندرون کس ندید – شاهنامه فردوسی ).

گزاره دیگر همراه با پراکنده گویی و پریشان نگاری این است : هنگامی که تازیان همراه با غنایم جنگی، دوشیزگان و بانوان ایرانی را پس از شکست در جنگ قادسیه و نهاوند (فتح الفتوح) به بردگی می گیرند به نگرش فروش «هم افزای» (مزایده) می بایست پوشش از رُخ دربندان بردارند تا مورد گزینش خریداران قرار گرفته و بهای بیشتری پرداخت کنند. دربندان نسبت به این کنش ایستادگی و به دستور یکی از جانشینان «راشدین» تازیانه می خورند. ( تا چند غم زمانه خوردن – تازیدن و تازیانه خوردن ؟ – نظامی ) گویا حضرت علی (ع) که تماشاگر ماجرا بوده جانشین پیامبر را بازگفت (روایت) پیامبر می کند که نباید با دختران درباری برخوردی همانند «کنیزک دختران» داشت ! که بدین دستاویز فروزینه برافروختگی خلیفه فرو نشانده
می شود. ( بنشست گرد پای حریفان فرو نشاند – پیش کنیزیکان و غلامان بر قطار – سوزنی ) و در پایان این زمینه « معشوق چون نقاب ز رُخ بر نمی کشد   ؛     هر کس حکایتی به تصور چرا کند؟ – حافظ »

پ  پوشش بانوان در کیش های ابراهیمی و ایزدی ( نگارشی بسیار کوتاه )

۱  پوشش در آیین یهود : در کتاب «تلمود» که بنیادی ترین کتاب دین شناسی و پایه آموزش و پرورش یهود است بر لزوم پوشاندن سر، از بیگانگان ؛ لزوم خامشی زن، پرهیز از هرگونه آرایش (بَزَک) برای دیگر مردان، پرهیز از نگاه به مردان بیگانه (نامحرم) و پرهیز از نگاه مردان به زنان بیگانه و نیاز به پرهیز از هر مورد برانگیزاننده پافشاری می کند.

۲  پوشش در کیش مسیحیت : مسیحیت نه تنها فرامین آیین یهود در مورد پوشش را تغییر نداده؛ بلکه مقرّرات شدید آن را تداوم بخشیده و گاهی نیز سخت گیری بیشتری از خود نشان داد، و پایستگی پوشش را جا انداخته است. به انگیزه اینکه در کیش یهود زناشویی در بیست سالگی امری اجباری و ورجاوند (مقدّس) بوده است و این در حالی بوده که از دیدگاه مسیحیت در سده های نخستین ، بی همسری امری ورجاوند بوده است. از این رو برای از بین بردن هرگونه برانگیختن جنسی، بانوان را به گونه شدیدتری به نگهداشت رسای پوشش و پرهیز از هرگونه زیور و آراستن فرا می خواند.

۳  پوشش در دین اسلام : از دیدگاه اسلام ؛ حجاب بانوان دارای دو بُعد است – ایجابی (مثبت نگری) و سَلبی (منفی نگری). بُعد ایجابی آن وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن نبود خودنمایی به نامحرم است. و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا اینکه حجاب اسلامی محقّق شود. گاهی ممکن است بُعد اول وجود داشته باشد ولی بُعد دوم وجود نداشته باشد که در این صورت نمی توان حجاب اسلامی را محقق شده دانست.

پس از ورود اسلام به ایران، حجاب بانوان ایرانی ادامه یافت. البته اسلام، دیدگاهی نو نسبت به حجاب داشته است که نه تنها ایرانیان بلکه جهانیان نیز تا زمان ظهور این دین بزرگ آسمانی آن را تجربه نکرده بودند. بدون تردید پوشش زنان در برابر مردان بیگانه یکی از ضروریات است. در نشانه ۳۱ سوره نور چنین آمده است : به زنان باورمند بگو که چشمان خویش فرو گیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زیورهای خود را مگر آن اندازه که پیداست جلوه گر نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینت های خود را نمایان نکنند مگر برای شوهر، پدر، پدرشوهر، پسر، پسر شوهر، برادر، پسر برادر، پسر خواهر، زنان هم کیش خود، بندگان و بردگان خود و یا مردان خدمتگزاری که به آن رغبت ندارند یا کودکانی که از شرمگاه زنان بی خبرند و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند دانسته شود. ای باورمندان ، همگان به درگاه خداوند بازگشت (توبه) کنید ؛ باشد که رستگار گردید.

ت  کلید واژه های مربوط به پوشش :

a  بافته ها :

۱ – «استبرق» : گونه ای پارچه ی ستبر که با ابریشم (بریشم) و «زر» بافته می شود.

« صحرا گویی که خورنق (کاخ باشکوه) شده ؛   بستان ، همرنگ ستبرق شده – منوچهری »

۲  «بنارسی» ( به گویش بندرریگی، منارسی ) : پارچه ای نازک و زردوزی که در شهر بنارس هندوستان بافته می شود.

۳ – «ترمه» : گونه ای پارچه گرانبها و بافته شده از پشم، کُرک و یا ابریشم با نگار گل و بُتّه و جقّه که هماره از آن لباس و جانماز آمایش می شود. به نمد زین اسب نیز گفته شده است. « زیر، با ترمه نگه کن چو خُوهی (خواهی) گشت سوار – تا نیفتی چو شوی حمله برو ؛ حمله پذیر – سوزنی »

۴ – «چلوار» : پارچه ای پنیه ای سفید آهار داری که از آن پیرهن، زیرجامه و دیگر جامه ها سازند.

( آن را که به سر، چند گزی چلوار است – بینی که چه پیچ و خمش اندر کار است – آصف ابراهیمی )

۵ – «چیت» : گونه ای بافته ی پنبه ای نازک و گل دار، دارای رنگ های گوناگون با نگاره های ریز یا درشت از گل و جز اینها.

۶ – «حریر» : ابریشم، پرند، پرنیان، دیبا، اطلس. پارچه و جامه ای ابریشمین . « سه نگردد، بریشم ار او را – پرنیان خوانی و حریر و پرند – هاتف » ، « بوریا باف اگر چه بافنده ست ؛ نبرندش به کارگاه حریر – سعدی»

۷  «ژرژت» : گونه ای پارچه «کرپ» نازک و ریز بافت با رویه زبر

۸ – «سندس، Sendos» : پارچه ای ابریشمین، زربفت نازک و گرانبها. « قاری صفت، حُله (جامه) و استبرق و سندس – بر البسه بنویس که از اهل بهشتیم – نظام قاری » ؛ « چون مرا «سندس» است و «استبرق» – شاید ار قالی مرندی نیست – خاقانی » این بافته در پوشش بانوان توانگر بندرریگ به کار می رفته و در قرآن کریم نیز از آن یاد شده است.

«یلبسون ثیاب سندس خضر و استبرق (الخ) » و «علیهم ثیاب سندس خضر و استبرق (الخ) ».

۹  «ماهوت» : گونه ای پارچه پشمی زبر و پرزدار.

۱۰ – «مخمل» : پارچه نخی و یا ابریشمی که یک رویه آن هموار و رویه دیگر آن دارای پرزهای مویین و نزدیک به هم و پرزها به یک سوی خوابیده.

۱۱ – «مَلمَل» : گونه ای پارچه نخی سفید و نازک که بانوان از آن چارقد می سازند.

۱۲ – «وال، Voile» : گونه ای پارچه ابریشمی (حریر) نازک برای لباس زنانه.

b  پوشش های بانوان در گستره ی جنوب :

۱  ارخالق (ارخُلق) : نیم تنه (کُت) رویین میان باز که از ماهوت، ترمه، زری، مخمل سرخ، عنابی و یا سبز ساخته می شده، جلو سینه و سر آستین آن را آذین دوزی می کرده اند. این پوشش، بالاتنه بانوان را کامل می کرده و برخی از بانوان بندرریگ آن را بر روی پیرهن (جامه) می پوشیده اند.

۲ – «پای افزار» : پای پوش پارینه و دیرینه در سامان ماندستان استان بوشهر «Kowsh» و «کرکاب» بوده است. این پای افزار را بیشتر بانوان بر پای می کردند. کرکاب دارای رویه چرمی (مانند Kowsh) و کف تخته ای بوده است.

۳  جامه (پیراهن) عربی و عجمی : (فدای پیرهن چاک ماهرویان باد – هزار جامه ی تقوا و خرقه ی پرهیز – حافظ) . این پوشش، جامه ای گشاد، بلند و دورچین با پارچه ای رنگارنگ از گونه ی «وال» گلدار و یا چیت سندسی که دارای پیرایش های زیبا و گیرا بوده و در دو سوک دست ها از میان به پایین چاک وجود داشته تا هنگام راه رفتن، گام ها به آسانی برداشته شود. این پوشش، پوشش رسمی بانوان استان بوشهر (ازجمله بندرریگ) بوده و در مراسم عروسی و دید و بازدید های رسمی همراه با عبا و مقنعه نازک به کار می رفته است. بانوان در سرای خود از پیراهن ساده ای به نام «عجمی» استفاده می کرده اند.

۴  چادر : بالاپوشی از پارچه های حریر، ابریشمی، تافته که بانوان مسلمان (برای نمونه قاجاریه) بر سر
می انداخته و تمام پیکر خود را پوشش می داده اند. ( بس قامت خوش که زیر چادر باشد – چون باز کنی مادر مادر باشد – سعدی ) چادر بر پایه سن افراد به رنگ های گوناگون تهیه می شده.

۵  چوخه (چوقه) : «مولو (ساز) مثال دم چو برآرد بلال صبح – من نیز سر ز چوخه خارا بر آورم – خاقانی» بالاپوشی است، گشاد و دراز که بانوان روی پوشاک های دیگر به دوش می اندازند. این ردا جلوباز و با آستین های کوتاه است. گونه کم بهای آن (چوقه گتکی) به هنگام پیدا کردن سوخت گیاهی و جانوری و قازوات در بیرون از جایگاه (بیابان)، آب آوردن، دریا رفتن و جز اینها کاربرد داشته اما گونه باکیفیت برتر آن (چوقه اُشتری) برای شرکت در کانون ها و گردهمایی ها به کار می رفته است.

۶  خِفتان : این پوشش، پاها را از انگشتان تا تهیگاه می پوشانده که مورد استفاده هندوها و کرده ها قرار می گرفته و پیشینه ای دیرینه داشته . در بندرریگ هنگام برگزاری مراسم عروسی و همانند آن مورد استفاده بانوان بندرریگی قرار می گرفته است.

۷ – «مَینا» (Meyna به گویش بختیاری): بانوان بندری و یا دشتستانی سر خود را با پارچه ای نازک و مشبک به رنگ های گوناگون (سفید، سبز)، برای دختران و نوعروسان و بانوان جوان، و رنگ مشکی آن برای بانوان کامل بوده است ، می پوشاندند. که در مجالس رسمی مانند عروسی؛ بانوان کلاهک نازک و زری دوزی شده که از نظر اندازه به اندازه عرقچین مردان بوده است، در زیر مینا (مقنعه) می پوشیده که به آن (لچک) و به نوع دیگر آن که پیرامونش نقره و یا اشرفی بوده (کلخچه) گفته می شد، استفاده می کرده اند. ( مینا نوعی روسری مربع مستطیل بزرگ حاشیه دار )

۸  به «یل» ، شلیته، شال (ترمه، سندس، وال و چیت گلدار) و تنبان و جز اینها می توان اشاره کرد.

و در پایان سپاسی داریم از برادران : حاج حسین اسلامی (شیخ الشهروند)، اسماعیل افشاری و ایمان برکت.

                              شیراز  فروردین ماه ۱۳۹۶  مدرس بازنشسته شیمی  حسین جواهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *