«سیاستگزاران دوره ی قاجاریه»

میرزا علی خان امین الدوله- بخش سوم (پایانی)

ذ- امین الدوله و نیروی سوم: امین الدوله در زمینه مسائل سیاست بیرونی به این برآیند رسیده بود تا زمانی که مسائل سیاست بیرونی به ویژه چگونگی پیوستگ های ایران با دو توان هماورد یعنی روس و انگلیس گشوده نشود در سیاست درونی کشور نیز پیشرفت چندانی دستآمد نخواهد شد. از همین چرخه بود که امین الدوله همچون پیشینیان خود یعنی قائم مقام و امیرکبیر دریافت که برای نگهداری سودهای ایران در برابر وایه های روس و انگلیس باید به بن مایه نیروی سوم پشت داد یعنی با برپایی پیوستگ با کشورها و توان هایی جدای از انگلیس و روس، راه رهیافت این دو دولت بسته شود و بیم سهمگین آنان (به ویژه روسیه) برای یکپارچگی کشوری (تمامیّت ارضی) ایران زدوده و یا دست کم کاهش یابد. امین الدوله از روزگار پیش از صدارت، بسیار نگران گسترش و زیاده خواهی روسیه در سامان های شمال و شمال خاوری ایران به ویژه بهره برداری آنها از ترکمن ها در خراسان به افزایش آشفتگی ایران بوده است و پیشتر نیز در این زمینه راهکارهایی در رساله خود بیرون داده است. امین الدوله چون سپهسالار و میرزا ملکم خان براین باور بوده است که باید از میان دو هماورد زورمند و نیز دشواری های بنیادینی که در پیگیری بن مایه نیروی سوم وجود دارد، واقع بینانه تر آنست که دولت ایران به سوی انگلیس رفته و با ربایش سرمایه انگلیسی گزند بزرگ روسیه را از ایران براند. نابسامانی دارایی (مالی) کشور و کارهای مالیاتی و گمرکی و مسئله ی وامخواهی بیرونی یکی از دشواری های کرامند امین الدوله در جایگاه صدارتش بوده است و این در حالی بوده که شاه بر انجام آن پای میفشرده اما امین الدوله می خواست به گونه ای آبرومندانه به این کنش دست یازد و زیانی نیز به سوی پایه های اقتصادی و سیاست ملی ایران نباشد. خواست نخستین او این بود که از یک شرکت آلمانی وام بگیرد اما با ناسازی سنگین روس و انگلیس روبرو شد. آنگاه به اندیشه گرفتن وام از کشور بلژیک و یا هلند افتاد این بار نیز با لبه های تیز برشگر و کارشکنی این دو کشور رویارو بوده است. چالش اقتصادی گنجینه را تهی کرده بود به سختی فشار می آورد. کین توزان و هماوردان درونی به ویژه گروه های فرمانفرما و امین السلطان نیز آنی از نیرنگ و پیرنگ دست بردار نبودند.

ر- آیا امین الدوله دشمن یار  و یا دست کم انگلوفیل بود؟

گواه های گوناگون چنین نشان داده که امین الدوله به روزگار جوانی دل به اندیشه های ملکم خان می داده و پس ها در زمره هواداران و دوستان بسیار نزدیک او بوده و حتی پس از رخداد “لاتاری” و برکناری ملکم از جایگاه های دولتی پیوستگ تنگاتنگی با وی داشته تا جایی که فرمان دولتی درباره جلوگیری از راهیابی روزنامه قانون به ایران را ندیده می گرفته است و پدرش نیز در زمره نخستین کسانی بوده است که به نشستگاه فراموش خانه می پیوندد. هنگامی که پسر “بارون جولیوس دورویتر” در راستای پیگیری حقوق پدرش در برجستگ لغو شده- او به ایران می آید به فرمان شاه گروهی برای بررسی داوش های او برپا می شود که امین الدوله نیز هموند (عضو) این گروه بوده است و فرجام این نشست پیشکش برجستگ بانک شاهنشاهی به رویتر بوده است. هنگامی که این بانک پایه گذاری می شود امین الدوله و ملکم نیز در کنار برخی دیگر از دولتمردان و درباریان از زمره خود شاه از دانگداران آن بوده اند. با نگرش به کارایی بعدی بانک شاهنشاهی در مسائل اقتصادی و سیاسی ایران آیا می توان امین الدوله را به دشمن یاری نا آگاهانه و یا دست کم به انگلوفیل بودن وابسته کرد؟ آنچه که پاسخ مثبت به این پرسش را دشوار نقش سراسر پادواژه (متضاد) و بسیار پویایی است که امین الدوله در واخواهی به برجستگ تنباکو و شرکت رژی داشته است. از سویی نابسامانی دارایی تا بدآنجا بوده که دولت تن به فروش خالصجات ( املاکی که به دولت و خاندان پادشاهی وابسته بوده است) داده و چنانکه پیشتر نگاشته شد فروش پاژنام و فرنام می داده و ارزش پول ملّی و مسکوک گردش کاهنده داشته و بر گرانباری چگونگی ها افزوده می شده است اندیشه برپایی بانک از سوی بازرگانانی چون امین الضرب و دیگران راه به جایی نبرده است. پس می بایست بانک ها به یاری بیگانگان برپا می شد و با نگرش به کارشکنی های روس و انگلیس، چاره ای جز روی آوری به این دو دشمن دیرین و انجام سیاست موازنه ای مثبت نبوده است یعنی در برابر برجستگ بانک شاهنشاهی به انگلیس ها برجستگ بانک استقراضی به روس نیز داده شد و این خود برناگواری ها افزوده است.

اگر در روند پایه گذاری بانک شاهنشاهی (شاهی) کردار و رفتار امین الدوله نشانی از انگلوفیلی بودن او دارد اما واژگونه در برجستگ تنباکو گرایش سهش ملی گرایی و رودرویی با سیاست و رهیافت بیگانه و گونه ای با رویارویی با سیاست همسنگی مثبت به روشنی نمایان است. به گونه ای که او در کتاب یادمان های خود می نویسد که انگیزه اش در ناسازی با پیمان نامه ی تنباکو نگرانی او از این بوده است که دولت ایران با درخواست همانندی از سوی روس ها روبرو و سرانجام ناچار به پذیرش شود. امین الدوله با خروش و پرخاش بازرگانان همدلی و همراهی داشته از آنان پشتیبانی می کرده تا آنجا که از سوی او عریضه (Petition نامه ای که کسی به کس بالاتر از خود می نویسد) یا شکواییه در پرخاش به پیمان نامه تنباکو به شاه می نمایاند. کنش پرمعنا و درخور نگرش دیگری که از امین الدوله سر می زند این است که سنگینی بار وامبرگ ها و تاوان های برخاسته از لغو پیمان نامه رژی کمر اقتصاد ایران را خم می کند، امین الدوله به این امر خشنود می شود که در راستای خرید و فروش تنباکوی ایران پیمان نامه نوینی با شرکت رژی ببندد تا تاوان سنگین آن بخشوده شود. او پیشنهاد شرکت رژی با دولت عثمانی را پذیرش کرد. در این پیشنهاد نوین، از بازرگانان ایرانی تنباکو برپایه نرخ بازار خریداری می شد و میانجیگری (دخالت) و وارسی رسای ایرانیان بر شرکت در داد و ستد تنباکو به گونه رسا پذیرفته شد. به هر روی و به کوته سخن امین الدوله در سیاست بیرونی و درونی کامیابی در خور نگرشی نداشت چراکه از درون و بیرون چوب لای چرخ خود داشت که:” همه از دست غیر می نالند، سعدی از دست خویشتن فریاد!” و” گلّه مارا گِله از گرگ نیست- این همه بیداد شبان می کند!” و یا “دشت مان گرگ اگر داشت نمی لرزیدیم- نیمی از گلّه ی مارا سگ چوپان برده!”

ز- امین الدوله و فرهنگ دوستی: چنانکه پیشتر نوشتار شد میرزا علی خان امین الدوله کسی اهل دانش و خامه بوده و نگرش ژرفی به گسترش آموزش و پرورش داشته است. او مانند امیرکبیر و میرزا حسن خان مشیرالدوله پیشکاری های فراوانی در راستای آشنایی ایران با شهرآیینی نوین انجام داد. او برای بیدار کردن اندیشه های همگانی یگانه درمان را برپایی آموزشگاه می دانست و این درحالی بود که کسانی چون میرزا حسن آشتیانی برپایی آموزشگاه ها با شیوه اروپایی را سرآغازی برای کیش گریزی و تباهی باورها می دانستند و افزون بر این ستیهندگان وی به مظفرالدین شاه چنین تلقین
می نمودند که امین الدوله در اندیشه روشن ساختن اندیشه های همگانی و برقراری رژیم جمهوری است. امین الدوله راهیابی کاتوزیان در کارهای دولت را بر نمی تابید و نادرستی اداری را انگیزه راهیابی های کاتوزیان در کارهای سیاسی می دانست او در این راستا در اندیشه بهسازی های اداری برآمد و این درحالی بود که در زمان کوتاهی که ناصرالملک به کارهای دارایی کشور سرگرم بود چهارصدهزار تومان دغل کاری در دفتر و دستک های مالیاتی پیدا شد. یکی دیگر از کنش های امین الدوله پر و بال دادن به رسانه های نوشتاری و نیز برخی آزادی های سیاسی برای کنشگران سیاسی پیشرفت خواه و پاد خودکامه بود که انگیزه چاپ و پخش روزنامه های زیادی شد و بسیاری از تاریخ نویسان کارهای امین الدوله را ستوده اند و نیز برخی بر این باورند که میرزا علی خان هرچند که از هوش سرشاری بهره داشته با واگذاری برخی پست ها چون جانشینی نخست وزارت امور خارجه آنهم در سن نوزده سالگی برازنده و شایسته نبوده است اما آنچه که بیشتر جای سخن دارد اینست که او چندان پویا نبوده و جنبش لاک پشتی داشته و گاس خود را بی نیاز از شاه و مردم می دانسته از سویی نیز نمی خواسته دروغ بگوید و بر این باور بوده است که کارها باید بر آسه (محور) حق بچرخد. او از نگرش بینش و اندیشه به “منتسکیو” نزدیک بوده است. و دو کتاب “خاطرات سیاسی” و “سفرنامه مکّه” رسم الخط نو حاجی امین الدوله، با پیشکش هزار شماره اشرفی به مظفرالدین شاه یکی از زمین های بزرگ تهران که در برگیرنده ۴۲ پارچه آبادی کوچک و بزرگ بوده به نام پسر خود “محسن خان” وزیر گمرک های ایران می کند. امین الدوله از لشت نشا در گیلان، در تهران نیز املاک و زمین های زیادی در الهیه شمیران و پیرامون دروازه شمیران داشته که پارک زبانزد امین الدوله و مسجد عروسش بانو فخرالدوله دختر مظفرالدین شاه و مادر دکتر علی امینی نخست وزیر کمربندی محمدرضا شاه پهلوی در آنجا جای داشته است. (می گویند رضا شاه گفته است که تبار قاجار یک و نیم مرد داشته، نیمش آغا محمدخان قاجار و یکش بانو فخرالدوله! ) امین الدوله از ارادتمندان حاجی شیخ هادی نجم آبادی حاجی میرزا یحیی دولت آبادی و از دوستان او سید جمال الدین اسدآبادی و سید محمد طباطبایی بوده اند.

س- شیوه ی نگارش امین الدوله: کتاب سفرنامه امین الدوله گویای اینست که وی مردی فرجاد (فاضل) و نویسنده ای توانمند که نه تنها با ادبیات پارسی، تازی و فرانسه آشنا، بلکه آگاه بوده است. شیوه ی او در نگارش در بُن همان شیوه ی قائم مقام و پدر خود مجد الملک با اندکی خوانش و کاوش دیب (نثر) فرانسه آرسته تر شده و نمونه ای از شیوه نگارش ادبی پارسی را که امروزه نیز می توان از آن دنباله روی و پژوهش کرد به روی کار آورده است. برای نکویی پایان این نوشتار سه نمونه از دیب امین الدوله آورده می شود:

۱- دوشنبه بیستم ذیحجه: .. از نیم شب قطرات باران کار را خراب و راحت را مختل کرد و پیش از سحر، باران به شدت باریدن گرفت. از پشت بام و پشه بندها فرار کرده و پایین آمدیم و این حال موجب شب زنده داری و ادراک فیض کامل سحرخیزی شد . در خود احساس تب کردم و نتوانستم به طواف خانه خدا مشرف شوم!…

۲- حاج شیخ جعفر ترشیزی روضه خوان: … شیخ عمامه را پهن و شل می پیچید، “تحت الحنک” (بخشی از دستار و یا شال که از زیر چانه از دستار گذرانیده و بر سر ببندند)از حد ترخص (مسافتی است که مسافر باید از آنجا به بعد نمازش را شکسته بخواند و یا می تواند روزه خود را افطار کند و این نقطه جایی است که اذان شهر شنیده نشود و یا دیوارهای شهر دیده نشوند)درازتر
می گذارد. یقّه پیراهن را که عربی است گشوده دارد آستین قبا “ارخالق” (جامه ای مانند قبا- قدری نازک تر و نازل تر) و بند کمر باز و عبا را در دوش متمایل می گیرد. در ایام سفر که دستش به حمام نرسیده و از مواظبت خضاب بازمانده و ریش به اطراف چهره قوس قزحی (رنگین کمانی) موزون افکنده طبقات سفید، لیمویی، طلایی، سرخ و خرمایی و سیاه لطف عجیبی به جمالش داده، از سفر چند سال پیش خودش می گفت که : در راه “جبل” نیم شبی که در روی شتر به تهجّد (شب زنده داری برای خواندن نماز شب) مشغول بوده از سرین (نشستگاه آدمی) مرکب، سریده، نماز را نبرده، از قافله باز مانده بود. تازه جوانی از عرب هوشمند شیخ را از خاک برمیدارد و به ابل حرون (شتر سرکش) می نشاند چون دعای نیم شبی به کرسی نشسته بود و شیخ در مقصد صدق متمکن نشد، شتر از جا می جهد و متهجّد را چنان به زمین می کوبد که استخوان های کمر در هم شکسته، در
می ماند. تقدیر آنقدر مساعد بوده است که خورجین شیخ نیز با خودش به زمین افتد. در این حال عربی سوخته و سیاه از راه می رسد. به اثر سیاهی تاخته، مردی در خاک و خون تپیده یا خورجین و اسبابی پراکنده می بیند. شیخنا در آن حال آشفته با تتبّعی که در مرثیه خوانی دارد و کشتن و بستن از بسیار گفتن، ملکه ی راسخه ی اوست فریاد می کند که یا ملعون الوالدین این تریدان تقتلنی فاستعجل الان فی التأخّر آفات. عرب صحرایی به خشونت طبع و غفلت قلب از جا در نرفته به دشنام شیخ و به ریشش می خندد که عمو این چه موقع بد زبانی است؟! تفقدی از حالش کرده رحمت
می آورد و می گوید قدری صبر کن تو را به منزل خود برم و تدبیر علاج کنم می رود از یورت (خیمه) و مسکن خودش شتر و مردی دیگر می آورد ……

۳- دوشیزه ی آلمانی در کشتی: از در ایوان مادموازل وارد شد و با مردی مسن قوی بنیه که عینک دارد و سیمای مطبوعی ندارد و با سیگار خود در کنار درب این اطاق ایستاده در آمیخت …               

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *