«سیاستگزاران دوره ی قاجاریه»

نجف قلی خان صمصام السلطنه بختیاری-بخش سوم

دنباله نخستین چرخه نخست وزیری…

نخست وزیر شدن صمصام الدوله، بار دیگر مشروطه خواهان را که با نومیدی روزگار می گذراندند امیدوار کرد و گرمی و جوش و خروشی در مردم پدیدار گشت و دسته دسته چون روزگار پدیداری مشروطّیت به برپایی همایش و گردآوری ابزارهای جنگی پرداختند. دو حزب دموکرات و اعتدالیون نیز که بیمامد (خطر) محمدعلی میرزا را در می یافتند به هم نزدیک و برای رانش نیرنگ شاه بر کنار گذاشته شده همآهنگ شدند. و در همین راستا کسان درخوری به کابینه صمصام راه یافته و کابینه از پشتیبانی بایا و نیازین برخوردار گردید هرچند که صمصام السلطنه در آغاز برنامه ای برای کابینه خود نداشت که به نشستگاه بنمایاند ولی سرانجام توانست برنامه ای در برگیرنده ده ماده درباره قانون گزینش ها(انتخابات)، بازنگری در قوانین پایه ای (اساسی) تنبیه ناتوان سازان دولت و رسانه های گوناگون، بازنگری در قوانین انجمن های استانی و شهرستانی (ایالتی و ولایتی)، برپایی ژاندارمری، زدایش و ستردن و ترازمندی
اداره های بی نیاز، بازسازی وزارت دادگستری و چگونگی هماهنگ سازی پیوستگ های دیپلماسی با کشورهای دیگر، فراهم و به مجلس پیش کش می کند که این برنامه در ۹ رمضان ۱۳۲۹ با بیشینه آرا برنهاده شد(به تصویب رسید). در راستای برپایی آرامش و بی هراسی در اندیشه دستگیری هواداران محمدعلی شاه برآمد. و تنی چند از سر جنبانان از زمره مجد الدوله(داماد ناصرالدین شاه)و امین الدوله و ظهیر الاسلام (دامادهای مظفرالدین شاه) را بازداشت و زندانی نمود و در راستای ربایش یاری و انگیزش مردم در برابر محمدعلی شاه، پاداش هایی به مبلغ یکصد هزار تومان برای دستگیری و یا کشتن شاه و بیست و پنج هزار تومان برای برادرانش گزینش نمود و نشستگاه دوم شورای ملّی نیز آنرا گزینش کرد و دولت نیز نیروهایی آمیخته از بختیاری ها و رزمندگان ارمنی فراهم و، زیر فرماندهی جعفرقلی خان سردار بهادر بختیاری (فرزند بزرگتر سردار اسعد و برادرزاده صمصام السلطنه) و یپرم خان ارمنی گذاشت که توانستند در درگیری خونینی که در نزدیکی های ورامین روی داد، نیروهای محمدعلی شاه را شکست داده و گریزان سازند. ارشد الدوله نیز دستگیر و جان ستانده شد و سالار الدوله نیز به سامان باختر کشور پس نشست و محمدعلی شاه نیز پس از پناه بردن به روس ها از ایران بیرون رفت. آشفتگی هایی نیز از سوی نایب حسین کاشی در کاشان و در شیراز بین قشقایی ها و ایلات هوادار قوام السلطنه انجام شد که دولت صمصام توانست با پیروزی و جایگاهی که پس از بیرون کردن محمدعلی شاه به دست آورد آنها را به سادگی سرکوب کند. نخست وزیر ناگزیر شد کمتر از یک ماه کابینه خود را از آغاز کار خود، کابینه را بازسای نماید و آن نیز برکنار نمودن کسانی بود که به محمدعلی شاه گرایش داشتند- به ویژه دبیر الملک وزیر پست و تلگراف بود که به جای او معاضد السلطنه را پیشنهاد کرد. پس از بازسازی کابینه، دولت با دشواری هشدار نوشتنی (oltimatom) دوم روس ها بود که در آن، برکناری مورگان شوستر آمریکایی را خواسته بودند روبرو گردید. اندیشه کارگماری رایزنان آمریکایی کشور در کابینه مستوفی الممالک در میان گذاشته و مورگان شوستر در دولت دوم سپهدار تنکابنی وارد ایران شده بود. و در زمان نخست وزیری صمصام السلطنه گام هایی چون دریافت مالیات های دیر کرده و کاهش
هزینه های دولت را آغاز کرده بود که با ناسازگاری های زیادی از زمره وثوق الدوله(وزیر خارجه)، حکیم الملک (وزیر دارایی)، ناصر الملک(نایب السلطنه) و حتی فرانسوی ها، بلژیکی ها، آلمانی ها، روس ها و انگلیس ها رو در رو گردیده بود. شوستر برای دریافت مالیات های داده نشده شعاع السلطنه و سالار الدوله (برادران محمدعلی شاه) دستور به چنگ آوری دارایی های این دو را می دهد امّا با واخواست سفارت روسیه به این دستاویز که همه دارایی های این دو برادر در گرو بانک استقراضی روس می باشد شده و دولت را مورد بازخواست قرار می دهد. وزیر مختار روسیه همراه با رو در رویی در وزارت خارجه به گونه شفاهی خواستار بیرون راندن ژاندارم های خزانه از پارک شعاع السلطنه و
پوزش خواهی رسمی از سفارت روسیه شد. خواسته سفارت در هیئت دولت در میان گذاشته شده و مورد پذیرش قرار می گیرد امّا زمانی که جستار در نشستگاه دوم در میان گذاشته می شود نمایندگان به تندی با آن برخورد و همراه با خورده گیری از کارکرد دولت، خواستار بازسازی کابینه شدند و او نیز در آذر ماه چنین کرد.

دگرگونی در برخی از همبودهای کابینه که با هواداری دموکرات های نشستگاه ملّی دوم انجام گرفته بود بر خشم روس ها افزود و آنها در ۲۹ نوامبر ۱۹۱۱ با فرستادن یادداشتی به دولت ایران اولتیماتوم داده و برنهاده (مقرر) نمودند چنانچه در زمان ۴۸ ساعت به خواسته های آنان پاسخ داده نشود نیروهای روسیه از سمت رشت به سوی تهران حرکت خواهند نمود. خواسته های سفارت روسیه عبارت بودند از :

۱- بیرون رفتن مورگان شوستر و موسیو کلفر  (یکی از شهروندان انگلستان)

۲- از این پس کارگماری شهروندان انیرانی در ایران می بایست با پروانه روسیه و انگلستان باشد.

۳- بایستگی در پرداخت زیان لشکرکشی روسیه به ایران.

اولتیماتوم روسیه انگیزه برانگیختن اندیشه های همگانی و پیدایی تنش در درون شهرها شد و، با در میان گذاشتن آن در نشستگاه؛ وثوق الدوله(وزیر خارجه) به نیاز پذیرش اولتیماتوم پای ورزید که با ناسازگاری تند نمایندگان- به ویژه شیخ محمد خیابانی و سلیمان میرزا رو در رو گردید. علمای نجف و کربلا نیز با درخواست روسیه ناسازگاری نمودند. با بیم دادن روس ها و در پی آن با درخواست دولت، روسیه زمان اولتیماتوم را به شش روز کش داد. همزمان با این رویدادها کابینه صمصام السلطنه و انگیزه خرده گیری های نشستگاه، برای سومین بار دستخوش دگرگونی و در ۱۹ آذر ماه به نشستگاه شناسایی شد. در این کابینه مشیرالدوله وزیر معارف، وثوق الدوله وزیر خارجه، معاضد السلطنه وزیر پست و تلگراف، محتشم السلطنه وزیر عدلیه، میرزا محمد علی خان ذکاء الملک وزیر مالیه و غلامحسین خان سردار محتشم وزارت جنگ … در این کابینه ، سلیمان میرزا نا همسو با محتشم السلطنه وزیر پیشنهادی دادگستری بود و به همین انگیزه بین او و صمصام کشمکش رخ داد. صمصام پس از ناسزا گفتن به سلیمان میرزا نشستگاه را رها و به هنگام بیرون رفتن از نشستگاه رویاروی به او گفت: «یک دسته سوار بختیاری می فرستم تا همه این وکلای دموکرات دشمن یار(خائن) را بکشند که با پا در میانی
ناصر الملک نائب السلطنه از ۶۰ نماینده باشنده در نشستگاه ۴۱ کس به دولت صمصام السلطنه رأی همرأی می دهند.»

ح- از هم پاشیدگی نشستگاه و پیامدهای آن:

ناصر الملک نائب السلطنه برای از میان بردن ناهنجاری ها نشست میانوندی از وزیران و نمایندگان نشستگاه، بلندپایگان و بزرگان در تاریخ ۲/۱۰/۱۲۹۰ در دربار برپا کرد. وثوق الدوله وزیر امور خارجه همراه با نمایاندن گزارش گسترده ای از جایگاه نشستگاه به تندی نکوهش و خرده گیری نمود و پیشنهاد از هم پاشیدگی نشستگاه را داد. و نائب السلطنه نیز با نگرش به اینکه زیوش (عمر) نشستگاه سپری شده بود، دستور واپاشی نشستگاه را داد. پس از پاشیدگی نشستگاه، دولت با اولتیماتوم روسیه همراه شد و در این راستا، مورگان شوستر و گروه همراه وی ایران را واگذاشتند. امّا با نگرش به بسته شدن نشستگاه و برکنار کردن مورگان شوستر، روس ها در شهرهای گوناگون ایران به تبهکاری های بسیاری دست یازیدند. پس از بیرون رفتن مورگان شوستر، بنا به روادید دو دولت روسیه و انگلیس«مرنار بلژیکی» به جانشینی شوستر گزینش گردید. امّا آشوب و تنش در گوشه گوشه های ایران دنباله داشت.

صمصام السلطنه برای از میان برداشتن یاغی گری سالار الدوله، سپاهی به فرماندهی عبدالحسین میرزا فرمانفرما، روانه کرمانشاه نمود. در این جنگ، سالار الدوله شکست خورد و به فراسوی از ایران گریخت. هم چنین یپرم خان ارمنی (رئیس شهربانی تهران) کشته شد. صمصام السلطنه برای ربایش خشنودی دیدگاه همگانی که به انگیزه گرانی و کمبود نان و بد رفتاری های نیروهای «نظامی-بختیاری» واخواه بودند برای چهارمین بار، کابینه خود را در خرداد ۱۲۹۱ بازسازی نمود هرچند که بازسازی کابینه هم گرهی از دشوارهای میهن باز نکرد و برخورد تند صمصام السلطنه با آزادی خواهان و دارندگان خامه و ایستانیدن (توقیف) برخی از روزنامه ها انگیزه ناتوان سازی هرچه بیشتر دولت جناب خان شد و چون انگلیس ها با او بد شده بودند (چون صمصام السلطنه زیر بار خواسته های بیگانگان نمی رفت)با
زمینه چینی انگلیس ها برای به توان رسیدن علاء السلطنه؛ صمصام السلطنه در دی ماه ۱۲۹۱ پس از ۱۸ ماه نخست وزیری کناره گیری و علاء السلطنه به جای وی به نخست وزیری گزینش شد.

خ- آسیب شناسی کابینه صمصام السلطنه:

ناصر الملک بی اندازه در برابر خوانین بختیاری هراسان بود. از این رو در رجب ۱۳۲۹ قمری نجف قلی خان را که در کابینه سپهدار اعظم سمت وزارت جنگ را به گردن داشت به سمت نخست وزیری به گمارد و به مجلس بشناساند. چرا که او به انگیزه هراس از خوانین چاره ای برای خود ندید، مگر اینکه بختیاری ها را روی کار آورده و از توان آنها بهره گیرد. و آنها را رام خود کند و از همین نگرش بوده که نجف قلی صمصام السلطنه را رئیس الوزرا و سردار محتشم بختیاری را وزیر جنگ (دفاع امروزی)
می نماید و نامه ای نیز به سردار اسعد به اروپا نوشته و از او دلجویی می کند و از او فراخوانی می نماید که به ایران برگردد تا من پس از آمدن شما برای آرمیدن و آسودن به اروپا روم یعنی اگر برادرت را که جایگاه شما را ندارد رئیس الوزرا کردم شما نیز به جای من نائب السلطنه خواهید بود. برجسته ترین
گام های کابینه «بختیاری-دمکرات» به نوشتار زیر است:

۱- خواسته بختیاری ها از گنجینه (خزانه) برای فراهم سازی دارایی (مالی) تفنگداران خود، افزایش زیادی یافت.

۲- در کابینه صمصام السلطنه رهیافت (نفوذ) انیرانی ها (نا ایرانی ها) به اوج خود رسید.

۳- هواداران محمدعلی شاه برکنار شده (ارشد الدوله، سالار الدوله و شعاع السلطنه) که سامان های شمال و باختر را به آشوب کشیده بودند سرکوب کرد.

۴- در سال ۱۳۳۰ هـ.ق ناگزیر شد پیمان نامه ۱۹۰۷ م را که پیشتر بسته شده بود پذیرفته و به انجام گفتار آن گردن نهد.

۵- پایه گذاری ژاندارمری که اندیشه برپایی آن پیشتر در میان گذاشته شده بود.

۶- فرمانروایی بسیاری از شهرهای جنوبی کشور به خوانین بختیاری واگذار شد.

ادامه دارد…      

«سیاستگزاران دوره ی قاجاریه»

نجف قلی خان صمصام السلطنه بختیاری-بخش چهارم(پایانی)

دنباله آسیب شناسی و کالبدشناسی کابینه صمصام السلطنه…

۷- پذیرش اولتیماتوم روسیه و برچیدن مجلس

یکی از نکته های منفی در پرونده صمصام، پذیرش اولتیماتوم روسیه با وجود رویارویی نشستگاه بود که فرجام آن به برچیدن و فرویش(تعطیل) نشستگاه نیز کشیده شد. کابینه صمصام همچنان در برگزاری
گزینش ها و برپایی نشستگاه سوم درنگ زیادی از خود نشان داد.

۸- تلاش در راه واگذاری برجستگ راه آهن به دولت انگلیس که با ناسازگاری ناصر الملک روبرو و انجام نگرفت.

۹- در چرخه ی نخست وزیری صمصام، برای اولین بار شورای بازرگانی آمیزه ای از شش بازرگان و شش نفر از دولتیان به فرنشینی حاج معین التجار بوشهری برپا گردید تا بر کارهای وابسته به بازرگانی نگرش داشته باشند.

۱۰- کابینه صمصام السلطنه در بایسته هایی روی کار آمد که گرسنگی، خشک سالی و نایابی، بیماری حصبه، بیمناکی شهرها و راه ها، تنگدستی روی کار آمد که گرسنگی و نایابی(قحطی) بر سراسر کشور سایه انداخته بود. پیامدهای جنگ جهانی نخست نیز این چگونگی و جایگاه ناتوان پدیدار گردید. بسیاری از کاتوزیان و سیاستمداران مانند سیدحسن مدرس، حاج آقا جمال اصفهانی و امام جمعه تهران و گروهی دیگر در ناسازگاری با صمصام السلطنه در حرم حضرت عبدالعظیم بست نشستند و خواهان برکناری رییس الوزرا شدند.

۱۱- بسیاری نیز بدین باور بودند که صمصام ویژگی ها و توانمندی نیازین برای داشتن سمت
نخست وزیری را نداشت بلکه بیشتر به انگیزه گسترش رهیافت (نفوذ) و توان بختیاری و نیاز و درخواست زمانه به این سمت دست پیدا کرد. بسیاری- به ویژه روزنامه ها با تندی از او خرده گیری می کردند و به این باور بودند که او از شایستگی نیازین برای داشتن پست رئیس الوزرایی برخوردار نبوده، بایستی از کسان درس آموختگان فرنگ رفته برای این پست کلیدی بهره مند می شدند. در برابر این خرده گیری های تند و تیز، صمصام برخی از جراید را توقیف و دارندگان آنها را بازداشت و روانه زندان کرد. اگرچه درباره رئیس الوزرایی صمصام السلطنه گپ و گفت های بسیاری بودش دارد و بسیاری همواره این
خرده گیری را وارد می دانستند که رئیس الوزرای امروزه کشور ما شایسته نیست که نتواند حتی با زبان پارسی حرف بزند و با خودی و بیگانه تنها و تنها لری گپ زند امّا همین کابینه توانست با توانمندی از بازگشت محمدعلی شاه جلوگیری و هوادارانش را در گوشه و کنار کشور سرکوب و تار و مار نماید. و برای باز پس گیری شهرهای شمالی کشور که روس ها بر پایه پیمان نامه گلستان و ترکمن چای از پیکر کشور جدا کرده بودند کنش هایی انجام داده و نوشته (لایحه) کاپیتولاسیون را به گونه یک سویه پوچ (لغو) نماید. راستینه این است که به گفته «عبدالله مستوفی»؛ مردم از کابینه صمصام السلطنه با همه لری بودنش به انگیزه بی آلایشی اش چندان نیز ناخرسند نبوده اند. (نویسنده دیدگاهش این است که
وثوق الدوله آشنا به چند زبان «دزد چراغ به دست» نبود که با پیمان نامه ننگین ۱۹۱۹ کشور را دو دستی پیش کش انگلیس نمود؟) گفتنی است که صمصام السلطنه به همان اندازه که او را نزد ایرانیان ارج و جایگاهی به سزا داد نزد انگلیس ها و روس ها، زیاده از اندازه پیدایش دریافت بدبینی کرده اند از این رو دو دولت از چند سو با او بنای ناسازگاری را گذاردند. به راستی کابینه صمصام السلطنه یکی از بهترین کابینه های ایران از نگاه میهن دوستی، دلیری و توان بوده است و از آغاز مشروطّیت تاکنون هیچ دولتی دارای چنین توانایی و دلیری در ایران بودش نداشته است. ناگفته نماند که چگونگی سیاست روز نیز با فرو افتادن فرمانروایی تزاری از پایه دگرش یافته و به هیئت دولت این بی باکی را داده بود که هرگونه کنشی را که برای کشور سودمند می دانست را پیاده کند (ابوالقاسم کحال زاده منشی سفارت آلمان در زمان جنگ فراگیر نخست)

۱۲- بسیاری بر این باور بوده اند، اگر چه صمصام السلطنه نخست وزیر بود ولی توان راستین در دست سردار اسعد بختیاری برادر صمصام بود و براستی هدایتگر و سکان دار کابینه سردار اسعد بوده است. هر چند که صمصام السلطنه از سردار اسعد بزرگتر بود ولی در برابر دیدگاه های برادرش گردن می نهاد و او فرنشین کابینه بود. (شهره السادات عربشاهی)

د- دومین چرخه نخست وزیری صمصام السلطنه:

با برکناری دولت چهارم مستوفی الممالک، احمدشاه به انگیزش گزینش نخست وزیر نو برآمد و
صمصام السلطنه را که گفته می شود ارمغان در خور نگرشی به شاه پیش کش کرده بود به نخست وزیر گزینش نمود. صمصام السلطنه به انگیزه چرخه کندی و ایستایی بین چرخه سوم و چهارم قانونگذاری نشستگاه شورای ملّی و نبودن نشستگاه، همبودهای هیئت دولت را در ۱۰/۲/۱۲۹۷ خورشیدی آمیخته از کسان زیر به شاه شناسایی کرد:

۱- صمصام السلطنه: نخست وزیر و وزیر کشور. ۲- امیر مفخّم بختیاری: وزیر جنگ. ۳- مشاور الملک: وزیر دارایی. ۴- نصیر الملک: وزیر دادگستری. ۵- مشاور السلطنه: وزیر پست و تلگراف.۶- حکیم الملک: وزیر علوم و اوقاف. ۷- میرزا حسین معین الوزاره: وزیر تجارت و فواید عامه. ۸- مستشار الدوله: وزیر مشاور. ۹- مشاور الممالک:وزیر خارجه.

این کابینه به انگیزه ناهمگونی و بخشش و چاره دارای به بختیاری ها با دشواری روبرو شد تا جایی که در همان آغاز کار، صمصام السلطنه ناگزیر به بازسازی کابینه گردید و جایگزینی و جابجایی های برخی از وزیران انجام گرفت و در تاریخ ۲۸/۳/۱۲۹۷ خورشیدی کابینه جدید به احمدشاه شناسانده شد.

۱- مشاور السلطنه: وزیر امور خارجه (پیشتر وزیر پست و تلگراف)

۲- حکیم الملک: وزیر دارایی(پیشتر وزیر علوم و اوقاف)

۳- ممتاز الدوله وزیر دادگستری(به جای نصیر الملک)

۴- نصیر الملک: وزیر پست و تلگراف(به جای مشاور السلطنه)

۵- ممتاز الملک وزیر علوم و اوقاف(به جای حکیم الملک)

۶- میرزا حسین معین الوزرا، وزیر تجارت و فواعد عامه

ذ- رخدادها و کنش های دومین چرخه نخست وزیر صمصام السلطنه:

در شماره ۱۰ از بخش چهارم به دشواری های صمصام السلطنه اشاره شد. از سوی دیگر انگلیس ها بر سر آن بودند که با سرنگونی صمصام السلطنه؛ وثوق الدوله را نخست وزیر کنند و به جانشینی خود، که همان پیمان نامه ۱۹۱۹ م بود برسند. در همین راستا، وثوق الدوله برادر بزرگترش احمد قوام السلطنه به زیان دولت آوازه گری نموده و برخی از کسان کابینه از زمره مشاور الملک وزیر زمان دارایی با درخواست کناره گیری در سر کار خود پیدا نمی شد که این کنش انگیزه دیر کرد در پرداخت حقوق و مزایای کارکنان دولت و بی گمان ناخشنودی مردم می شد.

از سوی دیگر واگذاری جایگاه های دولتی به سران بختیاری، با نگرش به کارکرد منفی آنها در دولت نخست، صمصام السلطنه با ناهمسانی حزب های سیاسی و روزنامه های وابسته به آنها، واخواهی هایی را در پی داشت تا جایی که مردم در تلگرافخانه ها بست نشستند و نیز همبودهای کابینه کوچ (Immigration) از استانبول بازگشتند و هماوا با مردم خواستار برکناری صمصام از احمدشاه شدند. ناسازگان صمصام السلطنه به رهبری سیدحسن مدرس در حرم حضرت عبدالعظیم دست به بست نشینی زده و خواهان برکناری صمصام السلطنه و جایگزینی وثوق الدوله شدند. احمدشاه نیز در راستای همیاری با خواست بست نشستگان و درخواست بازگشت به تهران، از صمصام السلطنه خواست تا از نخست وزیری کناره گیری کند. انگلیسی ها نیز کسان و روزنامه ها را در برابر دولت برانگیخته می کردند. امّا صمصام السلطنه بدون نگرش به درخواست احمدشاه در ۴/۵/۱۲۷۹ در یکی از نشست های هیئت دولت با دگرگونی ها که در روسیه رخ داده با فرمانروایی تزاری فرو پاشیده و سرنگون شده بود، یکسو به کلیه پیمان نامه ها، پیوند نامه ها (Protocols) و برجستگ ها، از زمره برجستگ نفت شمال و چنانچه پیشتر نگاشته شد لایحه کاپیتولاسیون واداشتگی (تحمیلی) شده به دولت های پیشین ایران را برنهاد (به تصویب رساند) و نیز برای بهسازی کارهای کشور به ویژه بهبود چگونگی خوار و بار همگانی پیشنهاد نمود که مورد خوشایند احمدشاه قرار نگرفت. از آنجا که کشاکش بین شاه و هیئت دولت گسترش یافت برخی از همبودهای کابینه به زیان احمدشاه و خوی پول دوستی وی بدگویی نمودند. از این مورد برانگیخته و همراه با فرا خواندن صمصام و برخورد تند با وی، افزود که کنش های دولت شما به زیان کشور است و همانجا خواستار کناره گیری او شد. نخست وزیر در پاسخ به احمدشاه می گوید ما کناره گیری نمی کنیم، شما می توانید ما را بر کنار سازید و سپس سر راست از دربار به هیئت دولت روانه شده به کابینه گزارش می دهد. او به شهربانی (نظمیه) و قزاق خانه هم دستور برچیدن حکومت نظامی را – که چندان هم پاس داشته نمی شده- برونداد می کند و افزون بر اینها پوچی برجستگ «لیانازوف» (شیلات شمال) روسی را برونداد و اعلام می کند که مایه ناخرسندی بیشتر احمدشاه شده و به گونه ای که تلفنی به او می گویند بیش از پیش در اندیشه ایستادگی در برابر فرمان شاه نباشید که شما دیگر نخست وزیر نیستید. شاه فرمان ادامه حکومت نظامی را می دهد و بی درنگ وثوق الدوله را به دربار فرا خوانده گمارده برپایی کابینه نوین می نماید. امّا شاه در عین حال به سویه دوراندیشی را نگرش داشته به او استانداری سرزمین خراسان پیشنهاد می شود امّا او نمی پذیرد. زمان نخست وزیر چرخه دوم صمصام السلطنه بیش از چهار ماه پایندگی نداشت و در رمضان ۱۳۳۶ فرو افتاد. بسیاری پیمان نامه ۱۹۱۹ را بر پایه اینکه دولت
وثوق الدوله نبوده و صمصام السلطنه کناره گیری نکرده است به ارزش می دانستند.

در دولت صمصام الدوله همبودهای دستگیر شده کمیته مجازات آزاد شدند و پیش آغازهای برپایی مجلس چهارم فراهم گشت. شماری نیز دانشور به اروپا فرستاده شدند. صمصام السلطنه در سیاست بیرونی به جانبداری از روس ها زبانزد بوده، رفتار آرام وی در برابر برخی از همبودهای کمیته مجازات به انگیزه سیاست پاد انگلیسی برخی از همبودهای این کمیته نشانگر سیاست پاد انگلیسی او بوده است. از سویی اوج گیری جنبش پاد انگلیسی یورش صولت الدوله قشقایی به نیروهای انگلیس، برونداد علیه در برابر انگلستان و نیروی پلیس جنوب (S.P.R) جملگی در زمان دولت دوم صمصام السلطنه بوده که تا زنده بود، خود را نخست وزیر قانونی فرمانروایی مشروطه می دانسته است.

ر- صمصام السلطنه پس از نخست وزیری:

او پس از کناره گیری واداری (اجباری) از نخست وزیری، تا زمانی خانه نشین بوده است. او در سال ۱۲۹۲ خورشیدی که برای بار دوم به فرمانروایی اصفهان رسید. در تهران ماند و اداره امور اصفهان را به پسرش مرتضی قلی خان سپرد. در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نیز به فرمانروایی خراسان گمارده شد که همزمان با خیزش کلنل محمدتقی خان پسیان فرمانده ژاندارمری خراسان در برابر فرمانروایی کانونی(حکومت مرکزی) بود. صمصام السلطنه به کلنل پسیان پیام می دهد که در پی گفتمان با شما راهی خراسانم. پسیان می گوید به بایسته ای می پذیرم که نیروی بختیاری را با خود به خراسان نیاورد از این رو صمصام از رفتن به خراسان خودداری می کند. او در سال ۱۳۰۸ خورشیدی فرماندار چهار محال و بختیاری گردیده و در فروکش کردن خیزش علی مردان خان بختیاری نگار و نگاره برجسته ای به کار می بندد. او که پس از پیروزی بر ناسازگاران مشروطه به پاس پیشکاری خود، بالاترین نشان دولت ایران یعنی نشان قدس را دریافت کرده بود در سال ۱۳۰۹ خورشیدی بدرود زندگی گفته، پیکرش در تکیه میر بختیاری ها در آرامستان تخت فولاد به خاک سپرده می شود. که روانش شاد. او نزد بختیاری ها گرامی بوده به آیین ایلی بسیار دلبسته و بسیار رک گو بوده دروغ نمی گفته. در خانه اش به روی مردم گشوده بوده و سفره اش گسترده. از یاری به دشمنان نیز دریغ نمی کرده. به آیین های دینی نیز پایبند.

او مرد زیرک و باهوشی نبوده امّا از پاس ویژه ای برخوردار بوده است. او تنها به زنان، فرزندان و
رمه هایش در ایل، مهر می ورزیده است یکی از همسرانش بی بی خورشید و دیگری  بی بی صاحب جان و یکی از پسرانش چراغعلی خان از بی بی خورشید و مرتضی قلی خان از بی بی صاحب جان بوده-محمد علی زندی

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *