«سیاستگزاران دوره ی قاجاریه»

پرنس؛ میرزا محمدعلی خان علاء السلطنه-بخش نخست

الف- زادگاه و تبار:

میرزا محمدعلی فرزند ابراهیم خان، مهندس، از پرورش یافتگان چرخه ی عباس میرزا، نایب السلطنه بود و رشته ی مهندسی را زیر دست افسران فرانسوی آموخت و از بلند پایگان وزارت امور خارجه و آخرین سمتش کارگزار ایران در بغداد بوده است. همسرش(مادر میرزا علی) دختر میرزا غفار، وزیر
خویشکاری ها (وظایف) آذربایجان بوده است. میرزا محمدعلی در سال ۱۲۱۷ خورشیدی در بندر انزلی و یا، به بازگفتی در تبریز؛ بلکه در شهرستان خوی زاده می شود. میرزا محمد علی پس از فراگیری
دانش های آغازین آن روز؛ چون خط، صرف و نحو زبان تازی، به رسایی زبان فرانسه پرداخته و سپس به انگیزه گماردک (مأموریت) پدرش در سال ۱۲۳۳ خورشیدی در سن شانزده سالگی همراه او به بغداد رفته و در آنجا به دانش اندوزی خود دنباله داده و بر زبان تازی چیره می شود. میرزا محمدعلی خان پس از درگذشت پدر خود در ۲۰ سالگی به تهران بازگشت نموده و در سال ۱۲۳۷ خورشیدی با سمت نایب (ناظم) آجودان باشی به کار گماردگی (استخدام) وزارت امور خارجه در آمده و به سال ۱۲۳۹ گمارده کارپردازی و سپس کارپرداز نخست (سر کنسول گری) به بمبئی فرستاده شده و به زمان ۱۰ سال در این شهر، ماندگار می شود. او در این بازه ی زمانی برخوردهای بین سنّی و شیعه را در این سامان که بسیار تند و گزنده بوده است کاهش داده و تا اندازه ای به سامان می رساند. میرزا محمدعلی خان پس از بازگشت از بمبئی به ایران با هما خانم (پاژنامیده به عظمت الدوله) دختر دوست پدرش یعنی حاج میرزا محمد خان مجد الملک سینکی سخن سنج و سیاستمدار نامور (پدر میرزا علی خان امین الدوله) را به همسری برگزید و همین همسر گزینی پایه های نردبان پیشرفت او شد و سرانجام چهار فرزند به نام های میرزا مهدی خان مشیر الملک (پس از مرگ پدر، علاء السلطنه) میرزا محمد خان و پزشک نام آشنای تهران جمشید خان (کارمند بلند پایه ی وزارت امور خارجه) و میرزا حسین خان علاء الدوله که در زمان پهلوی ها دو بار به نخست وزیری (زبانزد به محلّل!) و چند بار به جایگاه وزارت رسید از یادگارهای آن پیوند زناشویی
می باشند. میرزا محمدعلی خان پاژنامیده به “معین الوزرا” می شود در سال ۱۲۵۱ خورشیدی به فرمان سعید خان مؤتمن الملک وزیر خارجه که فرمانروای گیلان نیز بوده به جانشین فرمانروایی گیلان برگمارده (منصوب) شد. او دو سال پس برای دومین گماردگی خود رهسپار بغداد می شود و از آغاز، کنسول و سپس سرپرستی کنسولگری را به پیمان می گیرد(آسیه آل احمد) در تاریخ ششم ربیع الثانی ۱۲۹۹ از سوی ناصرالدین شاه نشستگاه پژوهش برگزار شد. و سرپرستی آن نشستگاه (مجلس) با میرزا علی امین الدوله (امین الملک) بود. معین الوزاره نیز پس از بازگشت به ایران به هموندی (membership) این نشستگاه درآمد که گاس انگیزه بودش معین الوزاره در این مجلس خویشاوندی با امین الدوله بوده است. در این نشستگاه کسانی چون محمد حسین خان اعتماد السلطنه، مستوفی الممالک وزیر دفتر و امین لشکر نیز هموندی داشتند.

ب- راهگشایی جایگاه های آینده:

معین الوزاره پس از گماردک در بغداد به اداره روس وزارت خارجه (S.T) جا به جا می شود. این دفتر راهگشای او در پیشه های آینده بوده است. او سر کنسول تفلیس می شود. نخستین گماردگ او همراهی با شاهزاده عز الدوله، برادر ناصرالدین شاه برای انبازی در آیین های تاجگذاری “الکساندر” سوم پادشاه روسیه بود. به جانشین سفارت تفلیس (میرزا رضاخان ارفع الدوله) تلگراف شد که گروه گسیلی دیلماج (مترجم) ندارند شما آماده و با آنها رهسپار قفقاز شوید. او می گوید تلگراف را به معین الوزاره نشان دادم. او به وزارت خانه تلگراف کرد که برای من در نگاه قفقازی ها زیبنده نیست که در این تاجگذاری جانشین من باشد ولی من نباشم. که به وزارت خارجه با خواسته معین الوزاره سازگاری کرده و او را به سمت جانشین نخست این گروه شناسایی می کنند. امّا انگیزه پیشرفت میرزا محمد علی خان معین الوزاره و برکشی آن به درجات بالاتر برتر همانا دیدار ناصرالدین شاه از تفلیس از رهسپاری سوم خود به فرنگ و پذیرایی شاهانه از قبله ی عالم و همراهان او از سوی معین الوزاره در شب شام غریبان محرم سال
۱۳۰۷ هـ.ق بوده است. معین الوزاره شماری از روضه خوانان را نیز به سرای خود فراخوانده روضه کوتاهی نیز خوانده می شود و شاه را از مهمانداری میزبان خود خوش می آید و پس از رسیدن به تهران در ۹ ربیع الثانی ۱۳۰۷ پاژنام “علاء السلطنه” به ایشان مرحمت فرموده و او را به سفارت لندن بر
می گمارند.

پ- برتری ماندن در پست سفارت بر پوشیدن جبه وزارت:

در سال ۱۳۰۷هـ.ق میرزا ملکم خان ناظم الدوله- وزیر مختار ایران در لندن پس از رخدادهای پیمان نامه رژی به همراه میرزا محمدعلی خان فرید الملک؛ منشی سفارت به ایران فراخوانده می شود ولی میرزا ملکم از این دستور، سرپیچی و به ایران باز نمی گردد. علاء الدوله در ۱۸ رجب المرجب سال بالا و برابر ۱۰ مارس سال ۱۸۹۰م به فرمان ناصرالدین شاه به جای ناظم الدوله به سمت وزیر مختار ایران در لندن برگمارده و راهی لندن می شود. او ۱۸ سال این سمت را به گردن داشته است. ورود علاء السلطنه به سفارت انگلستان همزمان بوده است با ناهمسانی و کشمکش ایران و انگلستان بر سر پیمان نامه ی “لاتاری” (Lottery ، بخت آزمایی) و پس از آن پیمان نامه ی رژی. میانجیگری و پادرمیانی و گشودن این پیچیدگی ها از سوی علاء السلطنه او را به یک دیپلمات کار کشته و توانمند و نیز به یکی از دوستان و نزدیکان رازدار صدر اعظم امین السلطان دگرسان کرد. علاء السلطنه ناگزیر بود برای بسامان کرد نابسامانی ها به چند کنش دست یازد. او از آغاز از سویی ناهمسانی بین ملکم با دولت ایران را از میان برداشت و از سوی دیگر نوشته های چاپی (مطبوعات) انگلستان را که به زیان ایران می نوشتند آرام کند و از همه برجسته تر گفتمان های سیاستمدارانه او با دولتمردان انگلیس برای از بین بردن هرگونه واکنش منفی درباره ی این پیمان نامه ها بود. چه، او با کسانی چون “لُرد سالیسبوری”، “لُرد کرزن”، “لُنر داون” و دیگران گفتگو کرد و سرانجام توانست چگونگی های به هم ریخته و بر آشفته ی سیاسی میان دو کشور را به آرامش دگرسانی کند. یکی دیگر از کارهای کرامند علاء السلطنه  در هنگام سفارت، رسیدگی و شناخته کردن سامان “هشتادان” در مرز ایران و افغانستان بوده است. ناصرالدین شاه در
نامه ای به علاء السلطنه چنین می نگارد: “امر هشتادان؛ مرز ما و افغانستان که نزدیک به یک سال است قراری توسط “وُلف” و “مکلاین” داده شده و نقشه ی آن از طرفین امضاء شده، هنوز در حالت تعطیل و تعویق است و هر وقت اجرای عمل را از وزیر مختار در تهران می خواهیم جواب درستی نمی دهد و به طفره(این دست و آن دست) می گذراند. نا تمامی این کار اسباب بعضی شهرت های بد در خراسان و سبب می شود که به خاطر ما کدورتی حاصل نماید. با وجودیکه مبلغی از خاک و حقوق اصلیه خودمان هم در این مسئله از میان رفته است این کار را نمی گذرانند که خیلی باعث انزجار قلبی ما و وزرای ماست. شما مأمور هستید که فوراً بروید هر جا که لُرد سالیسبوری است او را ببینید و همین تلگراف را تماماً برای او خوانده، جواب صریحی از لا و نعم (بله یا نه) بگیرید و به عرض ما برسانید.” (ابراهیم صفایی- اسناد سیاسی دوران قاجار)

علاء السلطنه بی درنگ دست به کار می شود و با نخست وزیر و وزیر امور خارجه انگلیس گفتمان و
نامه ای سر راست برای ناصرالدین شاه می نویسد: “به خاک پای اقدس همایون شهریاری، به عرض خاک پای همایون می رساند. وزارت خارجه ی انگلیس به موجب جواب نگرانی جانشینی هندوستان اطلاع می دهد که امیر افغانستان قرارداد دایر به هشتادان را قبول کرده است. خاطر مبارک همایونی مطمئن باشد. فدوی خانه زاد- محمدعلی ۱۶ ربیع الاول ۱۳۰۹” علاء السلطنه زمان زنده بودن سلطان صاحبقران جایگاه وزیر مختاری خود را در انگلستان نگه داشت. پس از جان ستادن سیاسی (ترور) شاه در حضرت عبدالعظیم نیز او همچنان در سمت خود بازمانده ماند. حتی زمانی که امین الدوله برادر همسرش به جایگاه صدارت رسید و محمدعلی خان را برای وزارت امور خارجه گزینش کرد او نپذیرفت زیرا دولت برادر همسر خود را دولتی شتابزده و زود گذر(مستعجل) می دانست و آمادگی نداشت که پست خود در سفارت را با وزارت ناپایدار جابجا کند. یعنی “عطای وزارت را به لقای سفارت بخشید”. آیا این داوری درباره ی او درست است که بگویید او کسی بی سود و بی زیان بوده!

ت- گرفتن پاژنام (پرنس):

مظفرالدین شاه در چرخه ی ولایت عهدی خود با علاء السلطنه آشنایی داشت زیرا برای خرید
نیازمندی ها و اثات (اثاثه) شخصی از لندن با او نامه نگاری می کرد ولی بودن مظفرالدین شاه در رهسپاری دوم به فرنگستان در آگوست ۱۹۰۲ روی آوری شاه به علاء السلطنه را دو چندان کرد به
گونه ای که شاه در رهسپاری نامه خود، بارها از او به خوبی یاد کرده و در جایی گفته است که: “ظهر برای ناهار رفتیم به سفارت خانه ی خودمان. علاء السلطنه، پسرانش و کارمندان نیز همگی بودند. به راستی علاء السلطنه خیلی نوکر خوبی است. از پیشکاری و چاکری او بسیار خشنود هستیم. ناهار گسترده و پر دامنه ای فراهم کرده بودند و خوردیم.” (آسیه آل احمد)

نشان “بند جوراب” (Garter با نشانه ی کوتاه K.G) والاترین نشان دربار پادشاهی انگلستان است که هماره به پادشاهان خارجی، نخست وزیران ایران، سیاستمداران و سرداران درجه نخست انگلیس داده
می شود. کرامندترین مسئله ا