روند ایجاد مدارس دخترانه درایران

روند ایجاد مدارس دخترانه درایران

از: حسین جواهری

 

تا اندکی بعد از انقلاب مشروطیت؛ مدرسه ای برای دختران ایجاد نشد. چرا که به عوام تلقین و حقنه شده بود که درس خواندن برای دختران نه تنها لازم و جایز نیست؛ بلکه بسیار نکوهیده و ناپسند است و شاید شرط پاکدامنی برای زنان همان در پستوی خانه نشستن،شوهرداری، توالد و تناسلی و به تعبیری همان تاریک اندیشی است و این در حالی است که کفالت امور خانواده ، حفظ نوع بشر و تربیت اطفال در گرو تعلیم و تربیت و متوقف بر وجود زنان بوده و کمتر بودن وزن مغزشان دال بر نقیصه فکری شان نبوده و نیست. نقش تعلیم وتربیت سالم در میزان عفت و عصمت زنان، تصوری است که نیاز به تصدیق نداشته، در هرفرصت و زمانی که اراده می کردند، محصلین و معلمین را مورد اذیت و آزار ، سخریه، توهین وتحقیر قرار می دادند؛ تازه این امر در مورد مردان بود، در حالی که دختران وضع اسفبار و نابسامان تری داشتند؛ نتیجه اینکه تحصیل دختران در خانواده هایی که نسبت به باسواد شدن ختران خود علاقمند بودند به وسیله معلم سرخانه (خصوصی) عملی می شد. اما آرام آرام و براساس جبر زمان و ارتباط با دنیای بیرون، تأسیس مدارس دخترانه در ایران توسط معدودی از زنان نو اندیش شکل گرفت اما با مخالفت و چالش های سرسختانه عوام مواجه گردید.

از جمله برخی حضرات، براساس برداشت فقهی خود، تاسیس مدارس د خترانه غیرمکتبی را مغایر شرع انور می دانستند تا جایی که با صراحت ابراز عقیده می کردند که : « بدا،به حالی ملک و ملتی که در آن ، مدرسه دخترانه ایجاد شود!!» پس از انقلاب مشروطیت گفتگوهایی بین نمایندگان مجلس صورت گرفت و پاره ای از آنان – از جمله حجت الاسلام؛

ناظم الاسلام کرمانی (مؤلف کتاب بیداری ایرانیان) از تأسیس مدارس دخترانه حمایت نمودند و با صراحت اعلام کردند که : « در تربیت بنات و دوشیزگان وطن بکوشیم و به آنها لباس علم و هنر بپوشانیم؛ چه، تا دختران عالم نشوند، پسران به خوبی تربیت نخواهند شد. » در مقابله ی با این نظر، میرزا سیدمحمد صادق (مؤسس مدرسه اسلام) نظرات مخالف خود را در سه وجه عنوان می کرد:

الف – وجود جوانان جاهل و عزب لگام گسیخته ی مزاحم دختران.

ب – نبود اداره ی نظمیه و در نتیجه پلیس مرتب و منسجم در حمایت از دختران.

پ – تازه به فرضی تحقق این منظور، تدریس معلم مردانه به دختران ممنوعیت شرعی داشته و باید به فکر تأمین معلم زنانه بود.

در پی بالا رفتن سطح آگاهی های جامعه و احساس ضرورت ایجاد مدارس دخترانه وهم چنین بحث و مناظره پایان ناپذیر مجلسیان، بانوان آزاد اندیش و دلسوز ایرانی با تمام موانع و سنگلاخ های بر سر راه، در این راستا، به تأسیس مدارس دخترانه اهتمام ورزیدند. این اقدامات جسورانه زمانی صورت گرفت که اوضاع ایران بسیار آشفته بود و به هر گونه نوگرایی در جامعه ی طوفان زده آن روز با دیده شک و تردید و بدبینی نگریسته می شد. بازار افترا و تکفیر و حذف دگراندیشان بسیار داغ و کهنه پرستان واپسی گرا از هیچ اقدامی – حتی ایجاد خطر جانی، هتک آبرو و حیثیت این بانوان آزاداندیش و نوگرا، فروگذاری نمی کردند.

اقدام جسورانه بانو «بی بی خانم وزیراف» (استرآبادی) در سال ۱۳۲۴ ه. ق در تأسیس نخستین مدرسه ای به نام « مدرسه دوشیزگان » با واکنش بسیار تند مخالفین مواجه گشت.

به طوری که پاره ای از مخالفان، تصمیم به انهدام و ویرانی مدرسه گرفتند. در پی فشارهای مضاعف خودسران، خانم وزیراف به وزارت معارف شکایت نمود، اما در جواب به وی گفته شد که فعلا اصلح آن است که مدرسه تعطیل شود و سرانجام با همه ایستادگی بانوی مؤس در برابر مشکلات ؛ ملفریسه دوشیزگان به محاق تعطیل افتاد.

اما بعد از ماجرای به توپ بستن مجلس شورای ملی، خانم وزیراف، شخصاً با صنیع الدوله (وزیر معارف وقت) ملاقات که خوشبختانه این بار تقاضای وی پذیرفته شد. مشروط بر اینکه فقط دختران بین ۴ تا ۶ ساله در مدرسه تحصیل و کلمه ی «دوشیزه» نیز از تابلو مدرسه حذف شود !! در سال ۱۲۸۶ ه.ش مدرسه «ناموس» مطابق عرف و اعتقادات جامعه توسط بانو «طوبی آزموده» که زنی آشنا به زبانهای عربی، فارسی و فرانسه بود تأسیس شد.

نظر به اینکه او با شرایط روزگار آن زمان آشنایی داشت کار خود را با تدبیر و ابتکاری جدید آغازید. او در ابتدا به دائر کردن کلاس های اکابر (ویژه سالمندان) برای بانوان اقدام نمود.

سپس آموزش قرآن و تعالیم مذهبی و علم الحدیث را در برنامه درسی خود گنجانید و سالی یک بار در مدرسه، مجلس روضه خوانی ترتیب داد و از اولیای شاگردان دعوت به عمل آورد و به آیاتی از قرآن کریم مبنی بر فراگیری علم و دانش به آنان گوشزد نموده و بدین ترتیب اقدام جسورانه بانو «بی بی خانم وزیراف» (استرآبادی) در سال ۱۳۲۴ ه. ق در تأسیس نخستین مدرسه ای به نام « مدرسه دوشیزگان » با واکنش بسیار تند مخالفین مواجه گشت.

به طوری که پاره ای از مخالفان، تصمیم به انهدام و ویرانی مدرسه گرفتند. در پی فشارهای مضاعف خودسران، خانم وزیراف به وزارت معارف شکایت نمود، اما در جواب به وی گفته شد کئے فعلاً اصلح آن است که مدرسه تعطیل شود و سرانجام با همه ایستادگی بانوی مؤس در برابر مشکلات ؛ ملفریسه دوشیزگان به محاق تعطیل افتاد.

اما بعد از ماجرای به توپ بستن مجلس شورای ملی، خانم وزیراف، شخصاً با صنیع الدوله (وزیر معارف وقت) ملاقات که خوشبختانه این بار تقاضای وی پذیرفته شد. مشروط بر اینکه فقط دختران بین ۴ تا ۶ ساله در مدرسه تحصیل و کلمه ی «دوشیزه» نیز از تابلو مدرسه حذف شود !! در سال ۱۲۸۶ ه.ش مدرسه «ناموس» مطابق عرف و اعتقادات جامعه توسط بانو «طوبی آزموده» که زنی آشنا به زبانهای عربی، فارسی و فرانسه بود تأسیس شد.

نظر به اینکه او با شرایط روزگار آن زمان آشنایی داشت کار خود را با تدبیر و ابتکاری جدید آغازید. او در ابتدا به دائر کردن کلاس های اکابر (ویژه سالمندان) برای بانوان اقدام نمود.

سپس آموزش قرآن و تعالیم مذهبی و علم الحدیث را در برنامه درسی خود گنجانید و سالی یک بار در مدرسه، مجلس روضه خوانی ترتیب داد و از اولیای شاگردان دعوت به عمل آورد و به آیاتی از قرآن کریم مبنی بر فراگیری علم و دانش به آنان گوشزد نموده و بدین ترتیب سوراخ دعا را پیدا می کند و ارائه مطالب مستدلی بیشتر که خود تحقیق و نگارش بیشتری را در یک فرصت مناسب می طلبد. اولین مدرسه دخترانه «بنات» با مدیریت بانو مخلوقه خالقی در شیراز به سال ۱۲۹۹ شمسی و سپس مدارس تربیت بنات، عفیفه، فاطمیه، ادب بنات، عصمتیه، ناموس و اجتماعیه تأسیس می گردد و پس از آن در شهر آباده فارس از تأسیس مدارس دخترانه استقبال می شود.

در پایان؛ این نوشته کوتاه را به عنوان تنها برگ سبز بهاری به عموم بانوان فرهیخته و بازنشسته فارسی، بوشهری و بنادر جنوبی تقدیم می دارم تا که قبول افتد و چه در نظر آید و با تشکر ویژه از نویسنده توانا، جناب عبدالحمید قیصری و ایجاد پل ارتباطی میان این جانب با  نشریه نصیر بوشهر.

 

شیراز: اسفند ماه سال یکهزار و سیصد و نود و چهار

 

 

مدارس دخترانه ایران در قدیم

 

 

مدارس دخترانه ایران در قدیم

 

مدارس دخترانه ایران در قدیم

مدارس دخترانه ایران در قدیم

One Response to روند ایجاد مدارس دخترانه درایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *