زیست نامه مرحوم؛ آقا شیخ عبدالوهاب جواهری:

ایشان، فرزند آقا شیخ حسین مجتهد در سال ۱۲۸۵ در کوی «شهرنو» کربلای معلّی دیده به گیتی می گشایند و در سن چهار سالگی از سر برفتش پدر ! تا سن ده سالگی سرپرستی ایشان را مادرشان (همشیره زاده زنده یاد شیخ میرزاحسن شبانکاره ای زبانزد به آقا شیخ میرزا – بزرگ تبار دینی – فرهنگی و سیاسی سعادت و یگانه برادر مهترشان – حاج شیخ علیرضا – به پیمان می گیرد. با بدرود زندگی گفتن مادرشان، از سوی آقا شیخ میرزای شبانکاره ای فراخوانی و، زیر سرپرستی ایشان دوران میان سالی و دانش اندوزی آغازین را در مرکز شبانکاره (دهکانه) فرا می گیرند. سپس همانند دیگر بستگان برای فراگیری دانش های دینی راهی نجف اشرف شده و همراه با فراگیری ادبیات عرب (صرف و نحو)فقه و اصول تا حد رسائل و مکاسب آموزنده ادبیات عرب (صرف، نحو و مطوّل در معانی بیان ) در مدرسه «وسطی» نجف اشرف گزینش می شوند و از سوی آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی- مدلیبه (و چند سالی بعد، از سوی آیت الله استهباناتی) اجازه تصدّی امور «حسبیه» دریافت داشته و از سال ۱۳۰۸ تا سال ۱۳۱۷ به سمت آموزگار دبستان منوچهری بندرریگ به کار گمارده شده ، یک سال آموزگار دبستان هدایت دیلم و در سال بعد به مدیریت دبستان چهارکلاسه دانش گناوه گماشته و در زمان گردانش ایشان، دبستان نامبرده دارای کلاس پنجم و ششم ابتدایی می شود.

سپس پیشکاری در آموزش و پرورش را رها کرده و افزون بر انجام امور شرعیه به اندرز (موعظه) و سخنرانی (خطابه) می پردازند . سپس سال ها در بوشهر منبر می روند . سپس به بندرریگ بازگشت و در کنار وعظ و خطابه، مباشرت دفترخانه ازدواج و طلاق را نیز به پیمان داشته اند. کتاب «یوسف و زلیخا» (احسن القصص) از یادمان های ایشان است.

سرانجام شب آدینه ۳۱/۶/۱۳۷۰ بدرود زندگی می گویند. یک فرزند پسر و یک فرزند دختر از ایشان به یادگار مانده که در خدمت دانشگاه فرهنگیان و آموزش و پرورش بوده اند.  و در پایان :

( زنده و جاوید ماند ، هر که نکونام زیست     ؛      کز عقبش ذکر خیر زنده کند نام را ) سعدی

۲ – زیست نامه ی مرحوم ؛ آقا شیخ حسین مجتهد بندرریگی:

فرزند شیخ علی (فرزند شیخ حسین، فرزند شیخ علی، فرزند شیخ عباس، فرزند شیخ حسین شرع، فرزند ملا واحد) به دانش اندوزی حوزوی در بین النهرین (عراق) بسنده نکرده، بدون آگاهی سایر برادران برای دانش اندوزی بیشتر راهی «هرات» می شود که پس از سال ها کنکاش و پیگیری و پرس و جو و پیدا کردن سرنخی به دست برادرش شیخ ناصر، پیشگاه ایشان در استان هرات آشکار می شود. سپس به بندرریگ بازآیی و به انجام راهنمایی توده های سامان حیات داود، شبانکاره و لیراوی و انگالی می پردازد.

ایشان نمونه بارز یک پیشوای آیینی پرهیزگار بوده اند. زیرانداز محکمه شرعی ایشان از بافته بوریا بوده که خود نشانه بارزی از درجه رستاخیز خواهی آن بزرگوار بوده از کمک ها و داده های شرعی توده ها به اندازه نیازهای روزمره بهره می جسته و مانده را بین نیازمندان و در خور نیازشان بخش و پخش می کرده و زنده یادان محمد طاهر (طاهری) و تقی (قیصری) بخش کننده وجوهات شرعی بوده اند. مسجد بابو (عبدالوهاب) جملگی محکمه شرعی و جایگاه برگزاری نماز جماعت ایشان بوده است.

نکته برجسته تاریخی اینکه زنده یاد حیدر خان حیات داودی در نشستگاه گزاره ای مذهبی را بر اساس دیدگاه ها و آموخته های خود بیان می کند که با سنجه های باوری و آموخته های شیخ ما همخوانی نداشته بلکه در ناسانی بوده است. مرحوم آقا شیخ حسین به خان پرخاش می کند چون ایشان از دلاوری کیشی و ریگداشتی (موروثی) برخوردار بوده است. آقا شیخ حسین آوارگی از کشور (جلای وطن) را برتر دانسته در کویت جای می گزیند. جناب خان که وجود این فقیه کم همتا را در کویت به نیک اندیشی خود و سامان نمی دانسته در نامه ای حدیث «حب الوطن، من الایمان» را به ایشان یادآور می شود. ایشان نیز در پاسخ به چامه سعدی گواهمندی می نماید که «سعدیا حب وطن گرچه حدیثی است شریف ،  نتوان زیست به خواری که در این جا زادم !» که «جواب ناخدا با ناخدا، توپ است در دریا».

در پایان، این دلگیری حاکم شرع و حاکم عرف با پادرمیانی زنده یاد آقا شیخ میرزای شبانکاره ای که خود استوانه و پایه توانمند دشتستان بوده است فرجام به نیکی و از بین رفتن رنجش می شود. ایشان در سفر برای زیارت عتبات عالیات در کربلا بدرود زندگی گفته و در پناه پیشگاه و در همسایگی بارگاه آسمانی پیشگاه سرور آزادگان امام حسین (ع) به خاک سپرده می شود.

« اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمه لا سید ها شییً » (گاه که عالمی فقیه در می گذرد رخنه ای در اسلام پدیدار می شود که هیچ چیزی نمی تواند جای آن را پر کند.)

۳ – مرحوم ؛ آقا شیخ عبدالله فاضل بندرریگی:

ایشان ، یگانه فرزند ذکور بازمانده آقا شیخ حسین مجتهد بندرریگی بوده که پس از گذراندن دوره دانش اندوزی حوزوی جانشین در عراق مرحوم پدر شده مسجد بابو (عبدالوهاب) بندرریگ محکمه شرعی و جایگاه برگزاری نماز جماعت ایشان بوده و در کنار پرداختن به خویشکاری یک فرد روحانی  سردفتر ازدواج و طلاق بندرریگ نیز بوده اند. ایشان فردی بسیار گشاده دست و سینه دار بوده اند. در مورد زنده یاد فاضل بندرریگی یادآوری یک درس فراخویی کم همتا و بسی آموزنده بایسته می نماید و آن اینکه روزی کدخدای یکی از روستاهای همسایه بندرریگ به سبب خشکسالی مبلغ سی تومان آن روزگاران نیاز پیدا می کند. دست نیاز به گنجینه تهی مرحوم فاضل دراز می کند. ایشان ابزاری از سرای خود را نزد یکی از بازرگانان زبانزد بندرریگ (حاج عبدالله برکت) به گرو گذاشته و مبلغ مورد نیاز را در اختیار کدخدا می گذارد. زنده یاد برکت که چنین رفتار جوانمردانه ای را از شیخ ما می بیند مبلغ را می بخشد و گروی را پس می دهد. (صدها فرشته بوسه بر آن دست می زنند – کز کار خلق یک گره بسته وا کنند)

به گفته ی «سوزنی» : (از اصل نیک هیچ عجب نیست فرع نیک – باشد پسر چنین، چو پدر باشد آن چنان) از فرد پرهیزگاری چون آقا شیخ حسین بندرریگی باید چنین فرزندی چون شیخ عبدالله برخاسته شود. مرحوم فاضل در پی یک بیماری در زمان زیارت بارگاه حضرت امام حسین (ع) چون پدرشان در کربلا بدرود زندگی می گوید و در همان جا به خاک سپرده می شود. ایشان دارای چهار پسر (شیخ حسین، شیخ محسن، شیخ محمد و شیخ علی) بوده اند که سه نفر اول پوشیده به پوشش روحانی بوده و آخرین در آموزش و پرورش پیشکاری می کرده اند.

۴ – مرحوم؛ حاج شیخ علی مصدق :

ایشان فرزند کربلایی شیخ محمد حسین (فرزند شیخ علی، فرزند شیخ حسین، فرزند شیخ علی، فرزند شیخ عباس، فرزند شیخ حسین شرع، فرزند ملا واحد) زنده یاد حاج شیخ علی مصدق، جدای از برازندگی و توان اجرایی و گردن فرازی در زمان خود؛ در برپایی مراسم مذهبی و به گونه های گوناگون به همراه تنی چند (۲۷ نفر) از یاران و ارادتمندان به خامس آل عبا پیشگام بوده و تا پیش از شهادتش؛ (در سال ۱۳۲۰ خورشیدی) در حسینیه صابری  همه ساله عهده دار برپایی همه گونه مراسم سوگواری به گونه چشمگیر و زبانزدی بوده اند. (روانشان شاد و اجرشان با حضرت سیدالشهدا)

۵ – مرحوم؛ ملاعبدالله انصاری:

از پیش کسوت ترین معلمان و منبری های بندرریگ بوده اند که ما از آنان آگاهی و شناخت داریم.

۶ – مرحوم؛ آخوند حاج محمد مصدر :

ایشان فرزند مرحوم «علی» هستند. اصولاً تبار ایشان همه افرادی دیندار و ارادتمند حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بوده اند. مرحوم آخوند حاج محمدعلی در کنار پیشه خود، منبر بسیار خوبی داشته و سخنان بی پیرایه ایشان از دل شیدا بر می خواست و بر دل می نشست و همیشه پیگیر پژوهش و خوانش در زمینه پیشرفت هنر منبری خود بودند. اوایی خوش داشتند و این ملمع از سعدی (سل المصانع رکباً تهیم فی الفوات ؛ تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی؟) همیشه پژواک آوای ایشان در سپهر حسینیه احمدی و دیگر حسینیه های بندرریگ برای آشنایان جانفزاست.

۷ – مرحوم؛ کربلایی محمد صابری :

ایشان انسانی روشن بین و از یک تبار مذهبی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت بوده و در کنار اداره کردن حسینیه صابری از زمره روضه خوانان ماندگار بندرریگ بوده اند. روانشان شاد.

۸ – مرحوم؛ عباس قرائتی :

فرزند مرحوم استاد غلامعلی در سال ۱۳۱۵ ه.ش. در تباری مذهبی و شیدا، و پیشکار پیشگاه اباعبدالله الحسین دیده به گیتی گشود. از آن جا که پدرشان آوای بسیار رسا و دل نشینی داشت به دستور حاکم بندرریگ راز و نیاز (مناجات) شبان ماه مبارک رمضان را سر می داد. زنده یاد عباس قرائتی در آغاز جوانی به سوگ پدر و مادر خود می نشیند و عموی بزرگوارشان (مرحوم حاج عبدالله بحرینی) سرپرستی برادرزاده را گردن می گیرد. با پافشاری برادر مهتر در راه تلاش برای گذراندن معاش راه سامان کشور همسایه (کویت) را در پیش و مکانیکی موتور لنج ها را پیشه خود گزینش می کند. زنده یاد عباس قرائتی نیز آوای رسا و دلنشین را از پدرشان به مرده ریگ (ارث) برده و یکی از پایه ها و استوانه های پابرجای ذاکرین امام حسین (ع) در حسینیه صابری بندرریگ دگرگون می شود. و از آنجا که در کشور کویت ماندگاری هرچند چندگاهه داشته به زبان عربی چیرگی رسا پیدا می کند و سر دادن «سوگ سرود» و مویه های پامنبری عربی در حسینیه صابری را به پیمان می گیرد و به فرنام یکی از ذاکرین بنام، در روز عاشورا نیز با همیاری دیگر همکاران به مویه سرایی می پرداخته است. همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی، کشور کویت را رها و در شیلات شهرستان گناوه سرگرم به کار می شود. مرحوم قرائتی هماره واله و شیدای ائمه – به ویژه پیشگاه اباعبدالله الحسین بوده و دست نوشت های زیادی از سوگ سروده های عربی و پارسی را از خود به یادمان گذاشته اند. شوربختانه بیماری جانکاه سرطان کبد وجود ایشان را از پای درآورده و در پایان در ۲۶/۸/۱۳۶۶ گیتی را با همه ی فراز و فرودهایش رها و به سوی دیار ابدیت می شتابد.

افزودنی است که به گواه (چون که گل رفت و گلستان شد خراب ؛ بوی گل را از که جوییم؟ از گلاب) دستاورد کشش ها و کوشش های ایشان چهار بازمانده بسی ارزشمند و خدوم برای همبودگاه خویش می باشد. (روانش شاد و راهش پر رهرو باد)

۹ – حاج عبدالخالق حق نجات :

ایشان ، فرزند زنده یاد حاج محمد حق نجات در تاریخ ۱۹/۲/۱۳۱۷ در بندرریگ چشم به دنیا می گشاید. وی پرورش یافته دامان مامی است (بانو ملا مریم حق نجات) که زیست نامه ایشان برای پابستگی در تاریخ شفاهی بندرریگ نیاز به نوشتار فراگیر جداگانه ای دارد. حاج حق نجات با گامی بلند و همتی والا ولی آکنده از شور و شیدایی نسبت به خامس آل عبا که خود زاییده پرورش در زیستگاه و پیراگیر دودمانی مذهبی است با همیاری  دایی زاده خود حاج حسین اسلامی در برپایی حسینیه زبانزد به «ماتم بچه ها» ردپای کارایی داشته که چگونگ روند برپایی آن در شماره ۱۵۷ مورخ دوشنبه ۲۸/۷/۱۳۹۵ هفته نامه صدای بندر نگارش یافته است.

به هر روی حاج حق نجات در تکیه داری، مویه «سوگ سرود» (نوحه خوانی) پامنبری پیشینه دیرینه ای داشته و از نخستین رشته بزرگداشت شوندگان از پیشکاران که در بندرریگ برگزار شده؛ با پیش کش لوح سپاس؛ این پیرغلام امام حسین (ع) بزرگداشت شده است. آرزوی استوار داریم که سرچشمه زلال شور و شیدایی نسبت به امام حسین (ع) انگیزه فزونی و درازای روزگار تندرست برای ایشان باشد.

۱۰ – ۱۱ -۱۲: حاج ابوطالب طالبی، علی مهاجری، عبدالرسول زاهدی:

حاج ابوطالب طالبی مُقری قرآن و پامنبری بوده و شب های عاشورا، همراه دیگران، نوحه های صبح روسیاه را می خوانده است. حاج رسول زاهدی نیز پامنبری می کرده و گاهی نیز در مراسم تعزیه خوانی، شبیه می شده است. علی مهاجری (علی عباسقلی) پیشخوان، نوحه و سینه زنی و نوحه های پامنبر را اجرا می کرد. روانشان شاد