از «نشاط» اصفهانی تا «ظریف» تهرانی

*ویژه ویژه نامه *

(( از «نشاط» اصفهانی تا «ظریف» تهرانی ))

بازنگری کوتاه بر دو سده ؛ وزارت امور خارجه ایران

« یک دو روزی پیش و پس شد ورنه از جور سپهر                       بر سکندر نیز بگذشت ؛ آنچه بر دارا گذشت       – دولتشاه »

تا پایان سده هیجدهم میلادی، امور وابسته به پیوندهای برون مرزی ایران به دست دولتمردانی اداره می شد که در دربار جایگیر بودند و در ایران زمینه و گویه ای به نام وزارت خارجه (Foreign Office) بایش نداشت ؛ تنها در زمان آغا محمدخان قاجار از دفترخانه «غُربا» نام برده می شده است اما از آغاز سده ی نوزدهم که گمایش ایلچی ها (سفرا) و پیک های ایران در کشورهای برون مرزی و یا پذیرش سفرای ایران آغاز شد ؛ فراوانی امور وابسته به ساستار (Politics) برون مرزی و نمایندگان گوناگونی که از سوی دولت های بیگانه وارد ایران می شدند انگیزه ای شد که ایران، آرام آرام به اندیشه بنیانگذاری وزارت خانه نوینی به نام «امور خارجه» بیفتد.

در آغاز پادشاهی فتحعلی شاه قاجار که پیوندهای برون مرزی ایران کمابیش گسترش می یافت و در پی آن سفیران و نمایندگان برون مرزی به دربار ایران آمد و رفت داشتند، شاه قجر به انگیزه بازگشت های پیاپی کارگزاران برون مرزی، در سال ۱۱۸۸ خورشیدی فرمان بنیانگذاری دفتر و یا بن مایه ای (مرجع) را صادر کرد تا با فرنام «دفتر امور خارجی» ؛ کار آمد و شد با نمایندگان دولت های برون مرزی در ایران، فرستاده های پادشاهان، دریافت نامه ها و خوانش آنها در پیشگاه شاه، آمایش پاسخ به آنها و چیدمان گسیل نمایندگان ایران به کشورهای برون مرزی را گردن بگیرد. در پی برپایی این دفتر ، به فرمان فتحعلی شاه ؛ میرزا رضا قلی خان نوایی – زبانزد به «منشی الممالک» اداره کننده وزارت داخله (کشور) ، با نگهداری سمت خود، سرپرست این دفتر شد و به مدت ۱۲ سال سرپرستی «دفتر امور خارجی» را به گردن گرفت و این در حالی بود که پیوندهای برون مرزی ایران، تنها در گسیل نمایندگان ایرانی به فرا مرز و یا پذیرش نمایندگان فرامرزی در ایران چکیده نمی شد بلکه نیاز ایجاب می کرد تا ایران در پهنه پیوستگی های فرامرزی (International relations) و نیاز به رویارویی با دگرگونی های جهانی یک کانون گزیرشی ساستاری ، فراتر از یک «دفتر» در پوشش دربار داشته باشد.

از این رو در سال ۱۲۰۰ خورشیدی، فتحعلی شاه رسماً فرمان بنیانگذاری وزارت امور خارجه را صادر می کند و «میرزا عبدالوهاب خان اصفهانی» زبانزد به «متعمد الدوله نشاط» را که به سبب خوشنویسی، ادیبی و چامه سرایی ( گر مجاور نتوان بود به میخانه «نشاط» ! – سجده از دور به هر صبحگهی باید کرد ! ) مورد نگرش و نزدیک به شاه بود به فرنام (عنوان) نخستین وزیر امور خارجه در ایران گمارش کند. نشاط دو سال در این سامانه پیشکاری می کند. نشاط اصفهانی تازش افاغنه به مرزهای خاوری کشور را در سال ۱۸۱۸ م. پس می زند و به فرمانبرداری یاغیان خراسان از حکومت مرکزی بهره مند می شود.

نشاط، کارگزار کوشش برای بهنجار سازی وابستگ های ایران و روسیه می شود چرا که در آن زمان ایران درگیر و دار نبرد اول خود با روسیه بوده است. نشاط به انگیزه آشفتگی و ناتوانی سپاه ایران، به روشنی و
بی پرده پوشی ناهمسویی خود را با جنگ ده ساله به رغم روسیه ودر پی داشتن شکست بایستنی را ابراز کرده بود ؛ جنگی که سرانجامش واگذاری چندین شهر ایران و پیوستن آنها به روسیه تزاری بوده است. نشاط به انگیزه ادیب بودن؛ چیرگی بر شعر و شاعری مورد رویکرد فتحعلی شاه بوده و بیشتر با دربار آمد و رفت داشته است تا جایی که شاه در گزیرش های برون مرزی خود دیدگاه های نشاط را خواستار می شده است.

تاریخ نگارانی چون محمد محیط طباطبایی، نشاط را نخستین وزیر خارجه ایران می دانند و فریدون آدمیت، از حاجی ابوالحسن خان شیرازی (ایلچی کبیر) به فرنام دومین وزیر برون مرزی ایران یاد می کند. این «ایلچی کبیر» و نویسنده کتاب «حیرت نامه» که هموند «لُژ» فراماسونری انگلستان را یدک می کشید به مدت ۳۵ سال از دولت فخیمه بریتانیا ماهیانه (مقرری) دریافت می کرده و به بیان دیگر از زمره مزدبگیران انگلیس در ایران بوده است. او در سال ۱۲۰۳ خورشیدی از سوی فتحعلی شاه به وزارت امور خارجه که آن زمان فرنام وزارت «دُوَل» را داشته برگماشته می شود. این دیپلمات جیره خوار، چندی عهده دار سفارت ایران در لندن بوده و پیمان نامه گلستان را از سوی ایران دستینه (امضاء) و برای داد و ستد پیمان نامه به پترزبورگ روسیه تزاری می رود و پس از آن نیز در سال ۱۹۱۷ میلادی برای بار دوم راهی پترزبورگ می شود. سپس به لندن بازگشته و تا سال ۱۲۰۰ خورشیدی در آنجا ماندگار می گردد.

وزارت حاجی میرزا ابوالحسن خان تا سال درگذشت فتحعلی شاه (۱۲۱۴ خورشیدی) به مدت ۱۱ سال و در دو بازه به درازا می کشد و پس از درگذشت فتحعلی شاه ؛ در به سلطنت رسیدن ظل السلطان پسر دیگر فتحعلی شاه و به رغم سپارش او نسبت به محمد میرزا، جانب ظل السلطان را می گیرد. لیک پس از سرنگونی پادشاهی نود روزه ظل السلطان و ورود برادرش (محمد میرزا) به تهران، وی از هراس، به زاویه حضرت عبدالعظیم پناهنده و بست می نشیند و تا زمان کشته شدن قائم مقام فراهانی دوم، در پی سرازیر شدن پوند و لیره های استرلینگ انگلیس به جیب یکی از سرسپردگان و ریزه خوردن پشت پرده خود، به فرمان محمد شاه در دژنشینی ماندگار می شود.

اما اینکه ابوالحسن خان شیرازی نخستین و یا دومین وزیر امور خارجه ایران بوده است نه اندکی از ارزش منش وزیری می کاهد و نه اینکه پشیزی بر آن می افزاید. اما آنچه که برجسته است برونداد کیش ها و منش های ایشان و یا دیگران است. همیشه مسئولیت دیوانی عبدالوهاب نشاط هماهنگی پیوندهای برون مرزی کشور و هماره انجام کارهای وزارت بوده اما فرنام وزارت نداشته است و وزیرش خطاب نکرده اند. اما ابوالحسن خان شیرازی این فرنام را داشته است. چون این نوشتار تنها فشرده ای در چارچوب یک ویژه نامه است از اطناب مخل پرهیز می گردد.

وزارت خارجه ایران از آغاز بنیانگذاری تا پایان دوران پهلوی ها و آغاز پیروزی انقلاب اسلامی روی هم رفته ۷۳ وزیر امور خارجه ( و نه سرپرست که گویا در کل ۱۰۳ نفر ) را گواه بوده است که از این میان ۱۱ نفر تا پیش از زمان شکل گیری جنبش مشروطه وابسته به زمان قاجار پیش از مشروطه (۱۲۸۵ خورشیدی) بوده است. اگر نخستین آنها جای درنگ داشته باشد اما بدون گمان نصرالله نایینی (مشیر الدوله) واپسین آنها بوده و نخستین بنیادنامه و آیین نامه این وزارتخانه به پشتکار مؤتمن الملک ، در سال ۱۲۶۴ خورشیدی به دستینه پادشاه وقت آراسته شده است.

دومین بنیادنامه نیز به کوشش نصرالله مشیر الدوله فراهم آوری و در سال ۱۲۸۰ خورشیدی به دستینه مظفرالدین شاه رسیده است. دردوره پهلوی دوم نیز تغییراتی داشته از ۷۳ نفر وزرای خارجه ، ۳۶ نفر از زمان برقراری مشروطه تا پایان حکومت پهلوی اول وزیر امور خارجه بوده اند که با میرزا محمد علی خان علاء السلطنه آغاز و با وزارت مظفر اعلم پایان می پذیرد. و بدین ترتیب ۲۶ نفر باقی مانده مربوط به دوران پهلوی دوم است که با وزارت امور خارجه علی سهیلی آغاز و به احمد میرفندرسکی (آخرین وزیر امور خارجه دوران پهلوی ها) پایان می پذیرد.

نخستین وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی دکتر کریم سنجابی و تا نگارش این نوشتار، محمدجواد ظریف این وزارت خانه را اداره می کند.

جا دارد که در پایان یادی داشته باشیم از شهید دکتر سید حسین فاطمی وزیر امور خارجه در کابینه زنده یاد دکتر محمد مصدق که خود ایشان در سال ۱۳۰۲ خورشیدی وزیر امور خارجه کابینه مشیر الدوله بوده است.

شیراز – آبان ماه سال ۱۳۹۶ – حسین جواهری – مدرس بازنشسته شیمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *